پيش مىرود كه خود حاكى از اين حقيقت است كه تزكيه تنها هدفى است كه قرآن آن را دنبال مىكند ، ولى علىرغم اين نكته يك نظر جستجو گرانه ما را به مسائل علمى هدايت مىكند كه آيات قرآنى آنها را در بر دارند . مثلًا در سورهء رعد مىخوانيم كه :
( إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ . . . ) « 1 » .
« خدا سرنوشت قومى را تغيير نمىدهد مگر آن قوم خود سرنوشتشان را تغيير دهند . »
اين حقيقتى تربيتى است كه قرآن مجيد آن را متعرّض مىشود تا مسؤوليت شخصى آحاد امّت را مشخّص سازد . قبل و پس از اين آيه تذكّرات ديگرى نسبت به اين حقيقت داده شده است .
ولى يك نظر جستجو گرانه ما را در اين آيه به حقيقتى فراگيرتر مىرساند ، اين حقيقت همان قانون اجتماعى است كه ميان تمدّن و تحوّل ويژگيهاى روحى پيوند برقرار مىسازد ، قانونى كه مىگويد هرچه آبادانى و عمرانِ قومى بر خرابهها و ويرانههايشان افزايش يابد در تمدّن پيشرفت بيشترى مىكنند و واقعيّت امر اين است كه ، نمىتوان ويرانهها را دوباره آباد كرد مگر پس از دست يافتن به قابليت مناسب روحى .
اين قانون علمى در آيه مذكور وسيلهء تزكيه انسان و الزام مسؤوليت كامل در برابر تحوّلات خارجى است .
هامش
( 1 ) - سورهء رعد ، آيهء 11 .