گروهى نيز به عاملى كه خير را كشف مىكند و بدان فرا مىخواند معتقدند و آن را اصيل و فطرى انسان مىشمارند لكن اين عامل را جداى از طبيعت انسان و متفاوت با آن نمىدانند ، بلكه مدّعى هستند كه اين عامل از ذات انسان است خواه ذاتش همان روح باشد يا جسم . در هر صورت اين عامل ذاتى اوست .
پس از بيان اين حقايق مقدّماتى شايسته است نظر اسلام پيرامون عقل را در چند مورد نيز خلاصه كنيم :
1 - شناخت هر چيز با عقل صورت مىگيرد و شناخت عقل تنها با خود عقل شدنى است .
2 - عقل نور يا انرژى است كه به انسان عطا شده بنابراين نه از ذات نفس است و نه از خارج كسب مىشود .
3 - صحّت علوم بشرى بسته به تسليم شدن در برابر عقل است و لذا شناخت عقل آغاز ارزشگذارى صحيح همه علوم مىباشد .
4 - شناخت خير و شرّ بر عقل استوار است و دعوت به خير از عقل بر مىخيزد و كسى كه به خير عمل نكند عقلى ندارد .
5 - شناخت ، نخست تربيت و سپس تعليم است .
راه شناخت عقل
نخستين يادآورى قرآن و علوم قرآنى به ما آن است كه شناخت عقل با هر پديده ديگرى تفاوت دارد و تنها راه شناخت آن به حركت