نظم شبوروز را بهتدبيرى حكيمانه هدايت مىكند ، همان چيزى كه به سهم خود ما را به خداوند شنوا و آگاه مىرساند . آيا ممكن است كسى تدبير كند كه نشنود ( يا به تعبير بهتر نداند كه در دايره تدبيرش چه جريان دارد ) يا كسى نظم ببخشد كه علم نداشته باشد ؟
آنچه ثابت و تغييرناپذير است آميخته با علو و كبرياست پس او حق و جز او باطلى است كه دير يا زود از ميان خواهد رفت پس خداوند بزرگ و والاست و چه چيز بزرگتر از كسى است كه پس از نابودى همه پديدهها همچنان پا برجاست !
يك نگاه به زمين و خاك نرم آن ، و بارش باران از سوى خدا براين خاك نرم و تبديل آن به كارگاهى شگفت كه جامهاى سبز براى زمين مىبافد ما را به دقّت در آفرينش الهى و در نتيجه « لطيف » و « خبير » بودن پروردگار رهنمون مىسازد .
هنگامى كه ما كسى را كه اموالى در اختيار دارد « غنى » مىناميم اين نكته را فراموش مىكنيم كه او اموال بسيارى را در اختيار ندارد و شايد تصادفاً به توانگرى رسيده است ولى خداوند مالك هر آن چيزى است كه در آسمانها و زمين قرار دارد و لذا تنها كسى است كه غنايش فقرى ندارد و تنها ستودهاى است كه غنا را به ارث نبرده و تصادفاً به كف نياورده ، بلكه آن را آفريده و پديد آورده است .
در زمين همه چيز را رام خود مىيابيم و درياها كه كشتيها در آن در
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: آژير
ص١٠٤