است ؟ ! آيا نمىداند هر مصيبتى او را از پا در آورد ، جز من ، كسى نمىتواند آن مصيبت را از او بر طرف سازد ؟ پس چه شده است كه مىبينم آرزويش را از من ، روىگردان ساخته ، در حالى كه من به واسطه بخشش و كَرَم خويش ، آنچه از من درخواست هم نكرده است ، به او عطا كردهام ؟ ! حال از من روى گردانده و در مصيبتى كه به او رسيده ، از من درخواست نمىكند و دستِ خواهش به سوى غير من دراز كرده است ، در حالى كه منم خدايى كه پيش از درخواست ، عطا مىكنم . پس آيا اگر از من درخواست شود ، اجابت نمىكنم ؟ هرگز ! مگر بخشش و كَرَم ، متعلّق به من نيست ؟ ! مگر دنيا و آخرت ، در دست من نيست ؟ ! اگر اهل هفت آسمان و زمين ، همگى از من بخواهند و من ، درخواست يكايك آنها را برآورم ، اين به قدرِ بال پشهاى از مُلك من نمىكاهد . چگونه مُلكى كه من صاحب آنم ، كاستى يابد ؟ پس ، نگونبخت ، كسى است كه مرا نافرمانى كند و مرا در نظر نگيرد " " .
گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! اين حديث را برايم تكرار كن .
محمّد بن عبد اللّه سه بار آن را بازگو كرد .
گفتم : نه ، به خدا ! از اين پس ، از احدى حاجتى نمىخواهم .
چندى نگذشت كه روزى و فضلى از نزد خداوند ، به من رسيد .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٩١