فرمود : " پس چرا چنين كرديد ؟ او كِى به شما فرمان داده كه اين صورتها را پرستش كنيد ؟ " .
آنان گفتند : درباره كارهايمان خواهيم انديشيد . سپس ساكت شدند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : " سوگند به آن كه محمّد را به پيامبرى بر انگيخت ، سه روز از اين گردهمايى نگذشته بود كه همه خدمت پيامبر خدا رسيدند و اسلام آوردند . آنان بيست و پنج نفر از هر گروهى ، پنج نفر بودند و گفتند : اى محمّد ! ما دليلى چون دلايل تو نديدهايم . گواهى مىدهيم كه تو پيامبر خدايى " .
2506 . امام عسكرى عليه السلام : به پدرم ، امام هادى عليه السلام ، گفتم : آيا پيامبر خدا با يهوديان و مشركان ، زمانى كه وى را مورد عتاب قرار مىدادند ، مناظره مىكرد و آيا [ هنگامى كه آنان محاجّه مىكردند ] با آنان محاجّه مىنمود ؟
فرمود : " آرى ، بارها و بارها ! از جمله آنها ، همانى است كه خدا از قول مشركان نقل كرده است : " و گفتند : " اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ ! چرا فرشتهاى به سوى او نازل نشده ؟ . . . از مردى افسون شده پيروى مىكنيد " " ؛ " و گفتند : " چرا اين قرآن ، بر مردى بزرگ از [ آن ] دو شهر ، فرود نيامده است ؟ " " .
و نيز قول خداوند عز و جل كه مىفرمايد : " و گفتند : " هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد ، مگر اين كه برايمان از زمين ، چشمهاى بجوشانى ، يا چنان كه خود مىپندارى ، آسمان را پارهپاره بر سر ما بيفكنى ، يا خدا و فرشتگان را پيش ما حاضر كنى ، يا خانهاى از طلا داشته باشى ، يا به آسمانْ بالا به روى ، و البتّه [ اگر هم به روى ، ] ما به آسمان رفتنت را باور نخواهيم كرد ، مگر اين كه براى ما نوشتهاى فرود آورى كه آن را بخوانيم " " .
و در پايان ، به وى گفته شد : اگر تو همچون موسى عليه السلام پيامبر هستى ، در پىِ پرسشهايمان از تو ، بايد بر ما صاعقهاى فرود مىآمد ؛ چون پرسشهاى ما ، سختتر از پرسشهاى قوم موسى است .
جريان چنين بود كه روزى پيامبر خدا در مكّه ، در كنار كعبه نشسته بود . گروهى از رؤساى قريش ، از قبيل : وليد بن مغيره مخزومى ، ابو البخترى بن هشام ، ابو جهل ،
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٧٧