اعتماد كردن به ديگرى است و شخص ، از آن رو " وكيل " ناميده مىشود كه كار به او واگذار مىگردد .
فَيّومى گفته است : وكيل ، بر وزن " فعيل " به معناى " مفعول " است ؛ زيرا كارها به او واگذار شده است و به معناى " فاعل " است ، آنگاه كه به معناى نگهدار باشد و از همين معناست اين آيه شريف : " خدا ، ما را بس است و نيكو حمايتگرى است " .
ابن اثير گفته است : وكيل ، در نامهاى خداى متعال ، به معناى كسى است كه سرپرست و عهدهدار روزىِ بندگان است ، و حقيقت آن ، اين است كه وكيل ، عهدهدار كارى است كه به او واگذار شده است . نيز گفته شده كه وكيل به معناى بَسَنده ( كفايت كننده ) است .
وكيل ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، برگرفتهها از ريشه " وكل " 55 بار به خداى سبحان نسبت داده شده است و صفت " وكيل " ، شش بار مانند اين آيه : " خدا حمايتگرى بسنده است " ، سه بار به صورت : " حمايتگر هر چيزى است " ، دو بار به صورت : " بر آنچه مىگوييم ، حمايتگر است " ، يك بار به صورت : " خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است " ، يك بار به صورت : " او را وكيل بگير " ، و يك بار به صورت : " كه جز مرا حمايتگر نگيريد " ، به كار رفته است .
همانطور كه در بحث لغوى گفته شد ، صفت " وكيل " ، هم مىتواند به صورت مفعولى ( به معناى شخصى كه كارها به او واگذار مىشود ) باشد ، و هم به صورت