تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
از او و طلب مغفرت براى وى خسته نمىشد . يك روز از او ياد كرد و من حسودى كردم و گفتم : خداوند ، عوض آن پيرزن را به تو داده است ! ديدم پيامبر خدا به شدّت ، خشمگين شد . من از گفته خود ، پشيمان شدم و گفتم : خدايا ! اگر خشم پيامبرت را بر طرف سازى ، ديگر تا زنده هستم ، از خديجه به بدى ياد نخواهم كرد . چون پيامبر خدا حالت مرا ديد ، فرمود : " چگونه اين حرف را زدى ؟ ! به خدا سوگند ، خديجه زمانى به من ايمان آورد كه همه مردم به من كافر بودند . زمانى كه همه مردم مرا از خود مىراندند ، او مرا پناه داد ، زمانى كه همه مردم مرا تكذيب مىكردند ، او مرا تصديق كرد و زمانى كه شما از فرزند محروم بوديد ، خداوند از من به او فرزند روزى كرد " . پيامبر صلى اللّه عليه و آله تا يك ماه ، شب و روز از خديجه برايم تعريف مىكرد ( اين جملات را برايم تكرار مىكرد ) .

ص اهمّيت دادن به نظم

2187 . تنبيه الخواطر به نقل از نعمان بن بشير : پيامبر خدا ، صف‌هاى ما را مرتب مىكرد ، تا جايى كه گويى تيرها را [ در تيردان ] مرتّب مىكند ، تا اين كه ديد ما از او غفلت كرده‌ايم . روزى [ براى نماز ] بيرون آمد و ايستاد و خواست كه تكبير بگويد ، مردى را ديد كه سينه‌اش را جلو آورده است ، فرمود : " بندگان خدا ! صف‌هايتان را مرتّب كنيد ؛ و گرنه خداوند ، صورت‌هايتان را از هم مىگردانَد " .

5 / 4 ويژگىهاى سياسى و اجتماعى پيامبر

الف توجّه به جوانان

2188 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : شما را به نيكى با جوانان سفارش مىكنم ؛ زيرا نرم‌ترين دل‌ها را دارند .