تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
2053 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : پنج چيز به من داده شده كه به هيچ يك از پيامبران پيش از من ، داده نشده است . [ يكى از آن پنج چيز ، اين است كه ] من به سوى سياه و سفيد و سرخ فرستاده شده‌ام .

ب پيام او به نجاشى

2054 . الطبقات الكبرى : هنگامى كه پيامبر خدا در ذىحجّه سال ششم ، از صلح حديبيّه باز گشت ، سفيرانى نزد پادشاهان فرستاد و براى ايشان ، نامه نوشت و به اسلام دعوتشان كرد . به ايشان گفته شد : اى پيامبر خدا ! پادشاهان ، نامه بدون مُهر را نمىخوانند . پس ، پيامبر خدا ، همان روز ، يك انگشتر نقره‌اى با نگين نقره‌اى تهيّه كرد كه نقش آن ، سه كلمه " محمّد رسول اللّه " بود و نامه‌ها را با آن مُهر زد . شش سفير در يك روز [ از مدينه ] بيرون رفتند و اين در ماه محرّم سال هفتم بود . هر يك از آن فرستادگان به زبان همان مردمى سخن مىگفتند كه پيامبر خدا او را به سوى ايشان فرستاد . نخستين سفيرى كه پيامبر خدا اعزام كرد ، عمرو بن اميّه ضَمرى بود كه او را با دو نامه نزد نجاشى روانه كرد . در يكى از آن دو نامه ، نجاشى را به اسلام دعوت كرده و برايش آياتى از قرآن نوشته بود . نجاشى ، نامه پيامبر خدا را گرفت و بر ديدگان خود نهاد و براى ابراز تواضع ، از تخت فرود آمد و روى زمين نشست و اسلام آورد و شهادتين بر زبان راند و گفت : اگر مىتوانستم به حضورش بيايم ، حتما مىآمدم . آن گاه نامه‌اى حاكى از اجابت حق و تصديق و اسلام آوردن خود به دست جعفر بن ابى طالب و سر فرود آوردن در برابر خداوند پروردگار جهانيان ، به پيامبر خدا نوشت . در نامه دوم ، پيامبر خدا به نجاشى فرموده بود تا امّ حبيبه ، دختر ابو سفيان بن حرب را به عقد ايشان در آورد . امّ حبيبه همراه شوهر خود ، عبيد اللّه بن جَحشِ اسدى ، به حبشه مهاجرت كرده بود و عبيد اللّه در حبشه مسيحى شد و همان جا در گذشت . پيامبر خدا ، همچنين در نامه به نجاشى فرموده بود تا وسيله بازگشت اصحابش را كه در حبشه بودند ، فراهم سازد و آنان را روانه كند . نجاشى ، طبق دستور ، امّ حبيبه ، دختر ابو سفيان را به عقد ازدواج پيامبر خدا در آورد و چهار صد دينار مهريه برايش تعيين كرد و وسايل بازگشت ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله را نيز مهيّا نمود و