2 / 12 زكريّا
قرآن " و زكريّا را [ ياد كن ] هنگامى كه پروردگار خود را خواند : " پروردگارا ! مرا تنها مگذار ، و تو بهترين ارث بَرَندگانى " . پس [ دعاى ] او را اجابت نموديم و يحيى را به دو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [ و آماده حمل ] كرديم ؛ زيرا آنان در كارهاى نيك ، شتاب مىنمودند و ما را از روى رغبت و بيم مىخواندند و در برابر ما فروتن بودند " .
حديث 2029 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بنى اسرائيل ، در جستجوى زكريّا عليه السلام بر آمدند تا او را بكُشند . زكريّا به صحرا گريخت . درختى براى او دهان باز كرد و زكريّا داخل آن رفت ؛ امّا ريشهاى از لباس او ، بيرون ماند . بنى اسرائيل آمدند و روى درخت رفتند و او را ارّه كردند .
2030 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : زكريّا ، نجّار بود .
2 / 13 يحيى
قرآن " اى زكريا ! ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده مىدهيم ، كه قبلًا همنامى براى او قرار ندادهايم . گفت : " پروردگارا ! چگونه مرا پسرى خواهد بود ، حال آن كه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شدهام ؟ " . [ فرشته ] گفت : " [ فرمان ] چنين است . پروردگار تو گفته كه اين [ كار ] بر من آسان است ، و تو را در حالى كه چيزى نبودى ، قبلًا آفريدهام " . گفت : " پروردگارا ! نشانهاى براى من قرار ده " فرمود : " نشانه تو اين است كه سه شبانه [ روز ] با اين كه سالمى ، با مردم سخن نمىگويى " . پس ، از محراب بر قوم خويش درآمد و