شامگاهان و بامدادان ، خداوند را نيايش مىكردند . و پرندگان را از هر سو [ بر او ] گِرد آورديم . همگى [ به نواى دلنوازش ] به سوى او بازگشت كننده [ و خدا را ستايشگر ] بودند . و پادشاهىاش را استوار كرديم و او را حكمت و كلامِ فيصله دهنده عطا كرديم . و آيا خَبرِ دادخواهان ، چون از نمازخانه [ ى او ] بالا رفتند ، به تو رسيد ؟ وقتى [ به طور ناگهانى ] بر داوود درآمدند و او از آنان به هراس افتاد ، گفتند : " مترس ! [ ما ] دو مدّعى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده . پس ميان ما به حق داورى كن و از حق ، دور مشو و ما را به راه راست ، راهبر باش . اين [ شخص ] ، برادر من است . او را نود و نُه ميش ، و مرا يك ميش است ، و مىگويد : آن را به من بسپار ، و در سخنورى ، بر من غالب آمده است " . [ داوود ] گفت : " قطعا او در مطالبه ميش تو [ اضافه ] بر ميشهاى خودش ، بر تو ستم كرده است و در حقيقت ، بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مىدارند ، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند . و اينها بس اندكاند ، و داوود دانست كه ما او را آزمايش كردهايم . پس ، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو در افتاد و توبه كرد . و بر او اين [ ماجرا ] را بخشوديم ؛ و در حقيقت ، براى او پيش ما تقرّب و فرجامى خوش خواهد بود . اى داوود ! ما تو را در زمين ، جانشين گردانيديم . پس ميان مردم ، به حق داورى كن . و زنهار ، از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند ! در حقيقت ، كسانى كه از راه خدا به در مىروند ، به [ سزاى ] آن كه روز حساب را فراموش كردهاند ، عذابى سخت خواهند داشت " .
" و در حقيقت ، در زبور ، پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد " .
حديث 2026 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خداوند عز و جل به داوود عليه السلام وحى فرمود : " اى داوود ! همچنان كه آفتاب بر كسى كه در آن مىنشيند ، تنگ نمىآيد ، رحمت من نيز بر كسى كه به آن در آيد ، تنگ نمىآيد و همچنان كه فال بد به كسى كه فال بد نمىزند ، زيان نمىرساند ، كسانى هم كه فال بد مىزنند ، از فتنه نجات نمىيابند " .
2027 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : داوود ، عابدترينِ انسانها بود .
2028 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : مردم خيال مىكردند داوود ، دچار بيمارى است و به عيادت او مىرفتند ، حال آن كه او را چيزى نبود ، مگر شدّت ترس از خداوند متعال .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: محمد الريشهري
ص٤٧٧