" و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مىآموزد " .
" [ ياد كن ] هنگامى راى كه خدا فرمود : اى عيسى پسر مريم ! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به ياد آور ، آن گاه كه تو راى به روحالقدس تأييد كردم كه در گهواره [ به اعجاز ] و در ميانسالى [ به وحى ] با مردم ، سخن گفتى و آن گاه كه تو راى كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آن گاه كه به اذن من ، از گل ، [ چيزى ] به شكل پرنده مىساختى ، پس در آن مىدميدى و به اذن من ، پرندهاى مىشد ، و كور مادرزاد و پيس راى به اذن من شفا مىدادى و آن گاه كه مردگان راى به اذن من [ زنده از قبر ] بيرون مىآوردى ، و آن گاه كه [ آسيب ] بنى اسرائيل راى هنگامى كه براى آنان حجتهاى آشكار آورده بودى - از تو باز داشتم . پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند ، گفتند : اين [ ها چيزى ] جز افسونى آشكار نيست " .
" و چون عيسى دلايل آشكار آورد ، گفت : به راستى براى شما حكمت آوردم و تا درباره بعضى از آنچه در آن اختلاف مىكرديد ، برايتان توضيح دهم . پس ، از خدا بترسيد و فرمانم ببريد " .
" و اگر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود ، طايفهاى از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو راى از راه به در كنند ، و [ لى ] جز خودشان [ كسى ] راى گمراه نمىسازند ، و هيچ گونه زيانى به تو نمىرسانند . و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه راى نمىدانستى ، به تو آموخت ، و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود " .
" اين [ سفارشها ] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است ، و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده ، و گرنه حسراتزده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد " .
" اى يحيى ! كتاب [ خدا ] را به جد و جهد بگير . و از كودكى به او نبوت داديم " .
حديث 764 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : پسربچّگان به يحيى بن زكريّا عليه السلام گفتند : بيا برويم بازى كنيم .
يحيى عليه السلام فرمود : " براى بازى ، آفريده نشدهايم . برويم نماز بخوانيم " .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 529
مساهمون: محمد الريشهري
ص٥٢٩