آن گاه ، اين آيه نازل شد : " از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مىكند " .
532 . صحيح البخارى به نقل از ابو موسى اشعرى : از پيامبر خدا چيزهايى پرسيده شد كه ناخوش مىداشت . چون پرسشها فراوان شد ، خشمگين شد و فرمود : " از من بپرسيد " .
مردى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر من كيست ؟
فرمود : " پدر تو ، حُذافه است " .
ديگرى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر من كيست ؟
فرمود : " پدرت سالم ، آزاد شده شيبه ، است " .
پس چون عمَر خشم را در چهره پيامبر خدا ديد ، گفت : بىگمان ، ما به سوى خدا عز و جلتوبه مىكنيم .
533 . صحيح البخارى به نقل از ابن عبّاس : گروهى به ريشخند از پيامبر خدا سؤال مىكردند . مردى مىگفت : پدر من كيست ؟ و مردى كه شترش را گم كرده بود ، مىپرسيد : شترم كجاست ؟
پس خداوند ، اين آيه را درباره آنان نازل فرمود : " از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مىكند . . . " .
534 . سنن الترمذى به نقل از سلمان : از پيامبر خدا درباره روغن و پنير و پوست خز پرسيده شد . فرمود : " حلال ، آن است كه خداوند در كتابش حلال فرموده و حرام نيز همان است كه خداوند در كتابش حرام فرموده است و آنچه ساكت مانده ، از جمله چيزهايى است كه خداوند از آنها در گذشته است " .
ج پرسش زياد
535 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خداوند . . . براى شما قيل و قال و بسيار پرسيدن و تباه كردن مال را ناپسند مىدارد .