تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
خود نبودند و به آنها ارث نمىرسيد . مردان ، بىحساب ، زن مىگرفتند ، همانطور كه يهود و بعضى از بت‌پرست‌ها عادت داشتند . در عين حال ، زن‌ها خود را مىآراستند و هر كه را دوست مىداشتند ، به خود مىخواندند . زنا و بىناموسى ، در بين آنان رايج بود و حتّى زن‌هاى شوهردار هم آلوده بودند و بسا كه در مراسم حج هم با بدن برهنه شركت مىكردند . فرزندان آنها به پدران ، منتسب مىشدند ؛ ولى هنگام كودكى ، از ارث محروم بودند و تنها فرزندان بزرگ ، ميراث را تصرّف مىكردند و از جمله چيزهايى كه آنان به ارث مىبردند ، زن شخص متوفّا بود و به طور كلّى ، دختران ، چه صغير و چه كبير ، و همچنين پسران صغير ، از ارث حقّى نداشتند . اگر كسى مىمرد و فرزند صغيرى از خود باقى مىگذاشت ، اشخاص زورمند ، سرپرستىِ اموال يتيم را به عهده مىگرفتند و اموال وى را مىخوردند ، و اگر اين فرزند يتيم ، دختر مىبود ، با او ازدواج مىكردند و اموالش را تصرّف مىكردند و سپس او را طلاق مىدادند و رهايش مىنمودند . در اين موقع ، آن دختر ، نه ثروتى داشت كه گذران زندگى كند ، و نه كسى رغبت به ازدواج با او مىكرد تا مخارجش را هم متحمّل شود . مسئله غصب حقوق ايتام ، از بزرگ‌ترين حوادث شايع بين آنان بود ؛ چرا كه دائما دست به گريبان جنگ و غارت و چپاول بودند ، و طبعا پس از هر قتل و كشتار ، ماجراى يتيمان بىسرپرست ، تكرار مىشد . از بدبختىهاى بزرگ فرزندان ، يكى هم اين بود كه گاهى سرزمين‌هاى خراب و اراضى بى آب و علف ، به سرعت ، گرفتار قحطى مىشدند و كار به جايى مىرسيد كه مردم از ترس فقر و تنگ‌دستى ، فرزندان خود را مىكشتند . دختران را نيز زنده به گور مىكردند و بزرگ‌ترين خبر ناگوار ، اين بود كه به كسى خبر دهند كه زنش دختر زاييده است . در اطراف شبه جزيره عربستان ، شاهانى حكومت مىكردند كه در حمايت همسايگان زورمند و نزديك خود بودند ، مثل : ايران براى نواحى شمال ، روم براى