تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

فصل هشتم نشانه‌هاى جاهل

قرآن " و چون به آنان گفته شود : " از آنچه خدا نازل كرده است ، پيروى كنيد " ، مىگويند : نه ؛ بلكه از چيزى كه پدران خود راى بر آن يافته‌ايم ، پيروى مىكنيم . آيا هر چند پدرانشان چيزى راى درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفته‌اند [ ، باز هم در خور پيروى هستند ] ؟ " . " و مثل [ دعوت كننده ] كافران ، چون مثل كسى است كه حيوانى راى كه جز صدا و ندايى [ مبهم ، چيزى ] نمىشنود ، بانگ مىزند . [ آرى ، ] كرند ، لال‌اند ، كورند ، [ و ] در نمىيابند " . " و هنگامى كه [ به وسيله اذان ، مردم راى ] به نماز مىخوانيد ، آن راى به مسخره و بازى مىگيرند ؛ زيرا آنان مردمى هستند كه نمىانديشند " . " و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت : خدا به شما فرمان مىدهد كه : ماده‌گاوى راى سر ببريد ، گفتند : آيا ما راى به ريشخند مىگيرى ؟ گفت : پناه مىبرم به خدا كه [ مبادا ] از جاهلان باشم ! " . " فرمود : اى نوح ! او در حقيقت ، از كسان تو نيست . او [ داراى ] كردارى ناشايست است . پس چيزى راى كه بدان علم ندارى ، از من مخواه . من به تو اندرز مىدهم كه مبادا از نادانان باشى " . " [ يوسف ] گفت : پروردگارا ! زندان براى من ، دوست‌داشتنىتر است از آنچه مرا به آن مىخوانند ، و اگر نيرنگ آنان راى از من باز نگردانى ، به سوى آنان خواهم گراييد و از [ جمله ]