تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (عربى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مؤمن ، شوخ وشنگ است ومنافق ، اخمو وعصبانى . امّا اين كه مرز اين مزاح وشوخ‌طبعى كه نوعي شادخوارى است تا كجاست ، در فصل سى وهشتم آمده وهمچنين أحاديث نبوي درباره خوش‌رويى ، شوخ‌طبعى ، تن زدن از ترش‌رويى وگرفتگى واخم‌آلودگى ، آورده شده است ونيز حدّ ومرز شوخى واين كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيز شوخ‌طبع بود وگاه مزاح مىكرد .

39 . نجات

زندگى در دنيا ، گذار است وگذر ، ورفتن از مرحله‌اى وبهره گرفتن در مرحله‌اى ديگر از فرايند آن . دنيا وگستره آن براي انسان ، " ميدان " است ، " بازار " است ، " معبر " است ، كه انسان در آن مىتازد ، داد وستد مىكند ومىگذرد ودر اين تعامل‌ها ، چالش‌ها ، رفتن‌ها و . . . گاه مىلغزد وگرفتار مىشود . چه بايد كرد ؟ چاره چيست ؟ عامل نجات ، كدام است ؟ . . . در فصل سى ونهم ، از عوامل رهايى ونيز زمينه‌هاى رهيدن از بن‌بست‌ها و . . . سخن رفته است .

40 . نگاه

در فصل چهلم ، سخن از " نگاه " است وره‌نمودهايى براي بهره‌گيرى درست از نگاه وترغيب به باز داشتن چشم از حرام وناپاكى وناهنجارى .

41 . نعمت

فصل چهل ويكم ، شامل أحاديث وحكمت‌هاى مرتبط با " نعمت " است كه با سخنى درباره نعمت‌هاى " ظاهري " و " باطني " آغاز مىشود وبا ترغيب به يادكرد نعمت‌هاى الهى ادامه مىيابد وبا عناوينى چون : پاسدارى از نعمت‌هاى الهى ، هشدار نسبت به اين كه نعمت در جهت معصيت به كار گرفته شود ، وآنچه نعمت‌ها را پايدار مىكند ، پيش مىرود وآن گاه ، لزوم " سخن گفتن از نعمت خدا " به ميان مىآيد ومصداق " كمال نعمت " ، يعنى اين كه انسان مؤمن ، چنان از نعمت بهره گيرد وزندگى كند وبهره رساند كه فرجامش " بهشت " و " رهايى از آتش جهنّم " باشد .