نقلهاى مشتمل بر اين واژه ، هماره ميدان بحث وگفتگوى عالمان با جريانهاى فكرى متفاوت بوده است . برخى ، از بنياد ، واژه " عشق " را از جمله كلمات " دخيل " دانسته ، بر اين باورند كه فرهنگ واژگانى روايات ما از اين واژه تهى است . به هر حال ، وجود اين واژه در ميان كلمات نبوي ، شايان توجّه است . در فصل بيست ونهم ، روايات مشتمل بر اين واژه ، ذيل عناوينى چند گزارش شده است .
30 . تفأّل وتطيُّر
تشويق به فال نيك زدن ونهى از فال بَد زدن ، واين كه هنگامى كه كسى فالِ بد زد ، چه بايد كرد ، موضوعات فصل سىام است .
31 . برخى قواعد فقهى
در فصل سى ويكم ، حكمتهاى نبوي مشتمل بر برخى قواعد فقهى ، مانند : " قاعده تسلّط " ، " قاعده يد " و . . . آمده است .
32 . سخن گفتن
فصل سى ودوم ، شامل موضوع بسيار مهمّى است : " سخن گفتن " يا " سكوت " ؟ أصل بر گفتن است ، جز به هنگام لزوم ويا بر " سكوت " است ، جز به هنگام لزوم ؟ در اين فصل ، احاديثى در جايگاه سخن گفتن در فرهنگ ديني ، آمده است وپس از آن ، ترغيب به كم گفتن ، گُزيده گفتن واز آنچه سودمند نيست ، تن زدن ، نكوهش زيادهگويى ، ستايش كمگويى ودُرگويى ، سكوت ممدوح ، سكوت أوليا ، بهترينِ سخنها وجامعترينِ سخنها و . . . آمده است .
33 . لباس پوشيدن
درباره اين كه " لباس " ، شخصيت ظاهري انسان را مىنماياند ، در آموزههاى ديني ، فراوان سخن رفته است . در آموزههاى نبوي نيز رهنمودهاى ارجمندى در اين زمينه