تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
دل نبستن به دنيا تن و جان را آسايش مىدهد و دل بستگى به دنيا غم و اندوه را افزايش مىدهد و شكم‌پرستى دل را سخت مىكند . 450 . كلّ نعيم زائل الّا نعيم أهل الجنّة و كلّ همّ منقطع الّا همّ أهل النّار . هر نعمتى زايل مىشود ، مگر نعمت اهل بهشت و هر اندوهى از بين مىرود ، مگر اندوه جهنميان . 451 . لو تعلمون ما ادّخر لكم ما حزنتم على ما زوى عنكم . 2 گر مىدانستيد چه چيزهايى براى شما ذخيره شده است ، بر آن چه نداريد ، غم نمىخورديد . 452 . لو تعلمون من الدّنيا ما أعلم لاستراحت أنفسكم منها . اگر آن چه را من از دنيا مىدانم ، مىدانستيد ، جان‌هايتان از غم آن آسوده مىشد . 453 . لا تكثر همّك ما قدّر يكن و ما ترزق يأتك . غم بسيار نخور كه آن چه مقدر است ، خواهد شد و آن چه روزىات كرده‌اند ، به تو مىرسد . 454 . من أراد أن تستجاب دعوته و أن تكشف كربته فليفرّج عن معسر . هر كس مىخواهد دعايش مستجاب شود و اندوهش از بين برود ، تنگ دستى را گشايش دهد . 455 . من ساء خلقه عذّب نفسه و من كبر همّه سقم بدنه و من لامى الرّجال ذهبت كرامته و سقطت مروّته .