3180 . ليس المؤمن الّذي لا يأمن جاره بوائقة .
كسى كه همسايهاش از شر او در امان نيست ، مؤمن نيست .
3181 . ليس المؤمن الّذي يشبع و جاره جائع الى جنبه .
كسى كه سير است و همسايهاش در كنار او گرسنه ، مؤمن نيست .
3182 . لا يدخل الجنّة عبد لا يأمن جاره بوائقه .
بندهاى كه همسايهاش از شر او در امان نباشد ، وارد بهشت نمىشود .
3183 . لا يشبع المؤمن دون جاره .
مؤمن بدون همسايهء خود ، سير نمىشود .
3184 . ما زال جبريل يوصيني بالجار حتّى ظننت أنّه سيورثه .
جبرئيل آن قدر دربارهء همسايه سفارش مىكرد كه گمان كردم همسايه از همسايه ارث خواهد برد .
3185 . ما آمن بي من بات شبعان و جاره جائع الى جنبه و هو يعلم به .
هر كس سير بخوابد و همسايهاش در كنار او گرسنه باشد و او آگاه باشد ، به من ايمان ندارد .
3186 . من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم جاره .
هر كس به خداوند و روز قيامت ايمان دارد ، همسايهء خود را گرامى بدارد .
3187 . من سعادة المرء حسن الخلق و الجار الصّالح و المركب الهنيء .
از سعادت انسان ، داشتن اخلاق خوش و همسايهء خوب و مركب خوب و خوش مسير است .
نهج — صفحة 643
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٦٤٣