او تنها حق همسايگى دارد . همسايهاى كه داراى دو حق است ، همسايهء مسلمان است كه هم حق اسلام و هم حق همسايگى دارد . همسايهاى كه داراى سه حق است ، همسايهء مسلمان خويشاوند است كه هم حق اسلام و هم حق همسايگى و هم حق خويشاوندى دارد .
3175 . حدّ الجوار أربعون دارا .
مرز همسايگى تا چهل خانه است .
3176 . حرمة الجار على الجار كحرمة دمه .
حركت همسايه بر همسايه ، همانند حرمت خون او است .
3177 . حسن الجوار يعمّر الدّيار و ينسئ في الأعمار .
خوب همسايه دارى سبب آبادى شهرها و درازى عمرها مىشود .
3178 . حقّ الجار ان مرض عدته و ان مات شيّعته و ان استقرضك أقرضته و ان أصابه خير هنّأته و ان أصابته مصيبة عزّيته و لا ترفع بناءك فوق بنائه فتسدّ عليه الرّيح .
حق همسايه ، آن است كه اگر بيمار شد ، به عيادتش به روى و اگر مرد ، به تشييع جنازهاش به روى و اگر از تو قرض خواست ، به او بدهى و اگر خيرى به او رسيد ، به او تهنيت بگويى و اگر مصيبتى بر او وارد شد ، تعزيتش بگويى و ساختمان خود را از ساختمان او بالاتر نبرى كه جريان باد را بر او ببندى .
3179 . للجار حقّ .
براى همسايه حقى هست .
نهج — صفحة 642
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٦٤٢