3033 . لو أنّ أهل السّماء و الأرض أشركوا في ذمّ مؤمن لكبّهم اللّه عزّ و جلّ في النّار .
اگر اهل آسمان و زمين ، در مذمت مؤمنى شريك شوند ، خداوند عزّ و جل آنان را در آتش واژگون مىكند .
3034 . ليس المؤمن بالطّعّان و لا اللّعّان و لا الفاحش و لا البذيء .
مؤمن طعنه زن و لعنت كننده و فحش دهنده بد زبان نيست .
3035 . ما من مؤمن الّا و له ذنب يصيبه الفينة بعد الفينة لا يفارقه حتّى يفارق الدّنيا .
هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه گناهى دارد كه گاه گاه مرتكب آن مىشود و از آن دست بر نمىدارد تا از دنيا برود .
3036 . لا يلدغ المؤمن من حجر مرّتين .
مؤمن از يك سوراخ ، دو بار گزيده نمىشود .
3037 . ما شبّهت خروج المؤمن من الدّنيا الّا مثل خروج الصّبىّ من بطن أمّه من ذلك الغمّ و الظلمة الى روح الدّنيا .
بيرون رفتن مؤمن از دنيا را به بيرون آمدن كودك از شكم مادر ، از آن محنت و تاريكى به سوى راحت دنيا تشبيه مىكنم .
3038 . مثل المؤمن مثل سبيكة الذّهب ان نفخت عليها احمرّت و ان وزنت لم تنقص .
مثل مؤمن ، مثل شمش طلا است كه اگر بر آن بدمند ، سرخ مىشود و اگر وزن
نهج — صفحة 612
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٦١٢