به كار نمىبرد ، در نماز خشوع دارد و در پرداخت زكات سريع است ؛ در مصيبت با وقار است و در نعمت ، شاكر است ؛ به آن چه دارد قانع است و به دنبال آن چه ندارد ، نمىرود ؛ بخل از كار نيك بازش نمىدارد ؛ با مردم هم نشينى مىكند تا دانش بياموزد و با آنان گفت و گو مىكند تا چيز بفهمد ؛ اگر ستم ديد و به او تعدى شد ، صبر مىكند تا خدا او را پيروز گرداند .
3013 . مثل المؤمن و الإيمان كمثل الفرس يجول في أخيّته ثمّ يرجع في أخيّته .
مثل مؤمن و ايمان ، مثل اسب است كه پيرامون اخيهء خود محدودهء افسارش جولان مىدهد ، آن گاه به آخيهءاش بر مىگردد .
3014 . مثل المؤمن القوىّ مثل النّخلة و مثل المؤمن الضّعيف كخامة الزّرع .
مثل مؤمن نيرومند ، مثل نخل است و مثل مؤمن ناتوان ، مثل ساقهء كشت .
3015 . مثل المؤمن كمثل المنخلة لا تأكل الّا طيّبا و لا تضع الّا طيّبا .
مؤمن مانند غربال است ، غير از پاكيزه نمىخورد و غير از پاكيزه نمىدهد .
3016 . مثل المؤمنين في توادّهم و تراحمهم كمثل الجسد اذا اشتكى بعضهم تداعى سائرهم بالسّهر و الحمّى .
مثل مؤمنان در دوستى و مهربانى ، مثل اعضاى بدن است . هر گاه يكى از آنان رنجور مىشود ، ديگران در مراقبت و رعايت او هم دست مىشوند .
3017 . مثل المؤمن مثل النّخلة ، ما أخذت منها من شىء نفعك .
مؤمن مانند نخل است ، هر چه از آن مىگيرى ، به تو سود مىدهد .
3018 . مثل المؤمن كمثل العطّاران جالسته نفعك و ان مشيته نفعك و ان شاركته
نهج — صفحة 609
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٦٠٩