تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
اين كه يكى از شما ريسمانش را بردارد و از كوه هيزم بياورد و بفروشد و خرج كند و صدقه بدهد ، براى او بهتر است از اين كه از مردم درخواست كند . 2083 . ليس المسكين الّذي يطوف على النّاس فيرده اللّقمه و اللّقمتن و التّمرة و التّمرتان و لكنّ المسكين الّذي لا يجد غنى يغنيه و لا يعطى له فيتصدّق عليه و لا يقوم فيسأل . مستمند كسى نيست كه به ميان مردم برود و يك يا دو لقمه و يك يا دو خرما به دست آورد ، بلكه مستمند كسى است كه چيزى ندارد و توجهى به او نكنند تا صدقه‌اش بدهند و وى تقاضايى نكند . 2084 . ما رفع قوم أكفّهم الى اللّه تعالى يسألونه شيئا الّا كان حقّا على اللّه أن يضع في أيديهم الّذي سألوا . هيچ گروهى دست‌هاى خود را براى درخواست چيزى به سوى خداى متعال بلند نمىكند مگر آن كه بر خداوند است كه تقاضايشان را اجابت كند . 2085 . لا تسأل النّاس شيئا و لا سوطك ان سقط منك حتّى تنزل اليه فتأخذه . از مردم تقاضايى نكن و اگر تازيانه‌ات افتاد ، فرود بيا و آن را بردار . 2086 . لا تردّوا السّائل و لو بشقّ تمرة . درخواست كننده را رد نكنيد ، گر چه با نصف خرمايى باشد . 2087 . من سئل عن ظهر غنىّ فصداع في الرّأس وداء في البطن . هر كس با وجود بى نيازى ، درخواستى كند ، دچار رنجى در سرش و دردى در شكمش خواهد بود .
نهج — صفحة 420 | ابو القاسم پاينده