تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اما بعد ، چرا كار گزارى كه ما كارى را به او مىسپاريم ، آن‌گاه كه از مأموريت باز مىگردد ، مىگويد : اين‌ها را براى شما گرفتم و اين‌ها را هم به من هديه دادند ؟ چرا در خانهء پدر و مادرش ننشست تا ببيند كه به او هديه‌اى مىدهند يا نه ؟ 1829 . ألرّاشي و المرتشي في النّار . رشوه دهنده و رشوه گيرنده ، در آتشند . 1830 . لعنة اللّه على الرّاشي و المرتشى . لعنت خداوند بر رشوه دهنده و رشوه گير باد ! 1831 . لعن اللّه الرّاشي و المرتشي و الّذي يمشي بينهما . لعنت خدا بر رشوه دهنده و رشوه گيرنده و كسى كه ميان آنان واسطه مىشود .

رضا : الرّضاء

1832 . اتّق المحارم تكن أعبد النّاس و ارض بما قسم اللّه لك تكن أغن النّاس . از حرام‌ها بپرهيز تا عابدترين مردم باشى . و به قسمت خود قانع باش تا بى نيازترين مردم باشى . 1833 . ثلاث من كنّ فيه فهو من الأبدال : ألرّضا بالقضا و الصّبر عن محارم اللّه و الغضب في ذات اللّه عزّ و جلّ . سه چيز در هر كس باشد ، از نيكان است : رضا به قضا و صبر در برابر محرّمات الهى و خشمگين شدن براى خدا .