تنكر و عليك بخاصّة امر نفسك و دع عنك امر العّامّة .
هنگامى كه ديدى مردم پيمانهايشان سست شده و امانتدارىشان سبكى گرفته است و چنين شدهاند - و انگشتان خود را از هم باز كرد - در خانهء خود بمان و زبان خود را نگهدار و به آن چه مىشناسى ، عمل كن و آن چه را نمىشناسى ، رها كن ، تنها به كار خود بپرداز و كار مردم را واگذار .
48 . اذا تقارب الزّمان أنقى الموت خيار أمّتي كما ينتقي أحدكم خيار الرّطب من الطّبق .
آنگاه كه آخر الزمان فرا برسد ، مرگ ، نيكان امت مرا گلچين مىكند ، آنگونه كه شما خرماهاى خوب را از درون طبق انتخاب مىكنيد .
49 . بادروا بالأعمال فتنا كقطع اللّيل المظمم : يصبح الرّجل مؤمنا و يمسي كافرا يبيع أحدهم دينه بعرض من الدّنيا قليل .
به كارهاى نيك بپردازيد پيش از آن كه فتنههايى مانند پارههاى شب تاريك پديد آيند . در آن هنگام ، انسان صبحگاهان مؤمن است و شب كافر مىشود و دين خود را به ناچيزى از دنيا مىفروشد .
50 . سيأتي على النّاس زمان يخيّر فيه الرّجل بين العجز و الفجور ، فمن أدرك ذلك الزّمان فليختر العجز على الفجور .
روزگارى بر مردم خواهد آمد كه مرد ميان ناتوانى و گناه و معصيت مخيّر شوند . هر كس در آن روزگار باشد ، بايد ناتوانى را بر گناه و معصيت ترجيح دهد .
51 . سيشدّد هذا الدّين برجال ليس لهم عند اللّه خلاق سيكون في آخر الزّمان خسف و قذف و مسخ اذا ظهرت المعازف و القينات و استحلّت الخمر .
نهج — صفحة 20
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٢٠