شرعا ننوشتم . انتهى عين عبارته .
باب در معنى مجعول الأنساب و اسباب آن
بدانكه مجعول الأنساب عبارت است از اينكه در اصل حقيقت كلّ اسلاف و اخلاف اين شخص إلى حين الدعوى غير سيد محض عام و خاص بلا ريب مىباشد ، و همهء مردم بلدى او را ابا و جدّا مىدانند و مىشناسند و خود را سيد مىگويد .
امّا اسباب آن بسيارند :
اول : بعد ولادت اين شخص مادرش نكاح با سيدى مىكند ، چه صحيح النسب باشد چه مشكوك ، پس به خود اين ولد بعد فوت شوهر مادرش خيال دعوى سيادت مىشود ، يا اولاد و احفاد و نسل اين را خواهش سيادت شد ، دليل مىدهد كه شوهر مادرش فلانى سيد مىباشد .
دوم : سبب سيد گرديدن لفظ مير است ، چه لفظ مير در ابتداء نام در هند مستعمل سادات است ، چون مير صفدر على ، و مير حيدر على ، و مير باقر على .
امّا در ملك كشمير در يك طايفه لفظ مير در آخر اسم براى شناخت آن طايفهء غير سيد مىباشد ، پس از اين طايفه در هند رسيده ، چون جمال مير ، و حسن مير ، و محمّد مير ، سيد گرديده به مير جمال و مير حسن و مير محمّد خود را مشهور ساختند ، پس خطوط متضمّنهء به لفظ مير به علما و سادات غير بلاد خود نموده ، شجره به مواهير علما و امراء غير بلاد تيار نموده مشهور با اولاد و احفاد خود به سيد شدند ، و حال آنكه در بلوچ و افغانستان مير رئيس را هم مىگويند ، چون مير حسن علي ، و والى خيرپور مير على مراد خان بهادر ، و مير جان محمّد خان ، و مير خان محمّد خان ، و غيرهم . و در بلخ به رئيس آن مير