سوّم : نفوس زكيهء طيبهء عاليهء قبيلهء رضويه ، پس اينها از دو نفس متبرّكهء عاليهء طيّبهء طاهره : حضرت السيد حسين القمّي ، و جناب السيد ابو الحسن ، بالنسبهء دو قبيلهء موسويه و جلاليه اين قبيلهء رضويه در كشمير و لكنهو و عتبات و مشهد مقدّس و تبّت از زنان و مردان تا چهار صد نفر چيزى زياده مىباشند .
و به غير اين سه قبيله هيچكسى در ملك كشمير و نواحى آن صحيح النسب نمىباشد .
ثانيهما : مشكوك النسب ، امّا اينها هم سه طايفهاند :
يكى : عراقيه ، اولاد شمس الدين عراقى .
دوّم : مدنيه ، اولاد سيد محمّد مدنى .
سوّم : همدانيه ، اولاد سيد على همدانى صاحب المودّة . هرسه مشكوك مىباشند ، و با اينها طايفهء ديگر از مجعول النسب علانى مىباشند ، و ذكر مجعول النسب من بعد به تفصيل مع اسباب آنها مىآيد ، إن شاء اللّه تعالى .
باب در وقت تفتيش سادات كشمير
بدانكه جماعتى از مؤرّخين كشمير ثبت كردهاند كه صيت اسلام بعد هفتصد هجرى در بدايت هشتصد در كشمير رسيده ، به مجيء و مرور اكثر عجم و بعض عرب و متعلّفين آنها و به تسلّط سلاطين اسلام ، بالجمله در كشمير اسلام تدريجا زايد شده .
پس جمعى از سادات عرب و عجم هم جلاء از اوطان خود شده ، اختيار سكونت كشمير كردند ، و جمعى از مردم كشمير به بركت علما و سادات عرب و عجم اماميه مذهب هم شدند .
پس از جانب سلاطين چغتائيه منجمله حكّام اماميه عارف زمان رفيع