حضرت يك حدّ زده مىشود .
أمّا جواب شبههء ثالثه : فرزندان شراب خوار به چند وجه مىباشد :
اوّل : به حضرت ابو جعفر موسى المبرقع اسناد شراب خوارى از هيچ كتابى و تاريخى معتمد و معتبر به ثبوت نرسيده ، بر مدّعى اثبات آن از كتب معتمده مىباشد .
ثانى : آنچه حكايت مىكنند از متوكّل ملعون كه به حضرت امام على نقى عليه السّلام جام شراب داد آن حضرت عذر خواست ، پس متوكّل به اهل مجلس خود به عتاب گفت : و يحكم قد أعياني أمر ابن الرضا ، و جهدت أن يشرب معي و أن ينادمني فامتنع ، و جهدت أن أجد فرصة في هذا المعنى فلم أجدها .
خلاصه : آنكه حيف به شما مردم كه مرا پسر رضا يعنى امام على النقي عليه السّلام در مشقّت و رنج انداخت به نخوردن شراب با من ، و هرچند كوشش كردم كه وقتى بيابم تا او را بخورانم إلى حين آن به من ممكن نشد .
پس بعضى مكّار از رجال دولتش گفتند : كه برادرش موسى المبرقع را از مدينه قهرا بطلبان ، و او را منادم و مصاحب خود مقرّر كن ، پس او را تكليف به شراب خوردن بكن ، چونكه او هم ابن الرضا است ، پس به شراب خوارى در مجلس مشهور مىشوند در تمام خلق كه اولاد رضا شراب خوارند ، و احدى تميز نمىكند كه امام على نقى عليه السّلام است يا موسى ، و اگر موسى را شراب خوراندى امام على نقى عليه السّلام را شراب خوراندى .
پس حضرت موسى المبرقع را به عزّت و حشمت طلبيده ، تا به جسر وصيف اراكين دولت خود را به استقبال او فرستاد ، و مكانى عالى نزديك مكان خود در سامرّه براى او مقرّر نمود ، و خود متوكّل هم تا به آن خانه به استقبالش برآمده در آن مكان فرودش آورد ، و خدم و حشم خود و فروش و لوازم و كل مصارف
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٢٢٤