اقرب قرائب و عشيرهء او ، و اشد قابليت و اكثر لياقت در تحصيل كمالات داشت ، پس على عليه السّلام اوّل و سيّد آل و اهل آن حضرت مىباشد .
باب در سيادت قطعى الأنساب طبقهء ثانيه از اولاد و احفاد ائمّهء هدى عليهم الصلاة و السلام كه آنها متّصل بلا فصلاند
بدانكه بالاختصار و الاجمال محض اسماى اولاد هر امامى در فصلى جداگانه اينجا ثبت مىكنيم ، تا نزد هركس كه اين رساله برسد به اسهل وجه آن سيّدزاده انساب خود را بر حاشيهء آن فصل تا به جد خود نوشته بگذارد .
بدانكه امامزادههاى بلا فصل ، پس از بعض آنها صدور خطايا گاهى به جهل ، گاهى به تقيه ، و گاهى به حير و خوف ، و گاهى به عسر و مرض شده ، پس به امامزادهها متعرّض شدن ، و آنها را به تجريح و به بدى و تقبيح ياد كردن كمال جرأت و بىدينى است ، يا به جهالت يا به عناد يا به غباوت و بغاوت مىباشد ، چه عاقبت و خاتمهء آنها به خير مىگذرد و مىباشد .
چنانچه از احاديث متّفق عليه امّت محمّدى سابق شنيدى كه پيغمبر فرموده :
إنّي سألت اللّه أن يثبت قائمكم و أن يهدي ضالّكم ، و أن يشبع جايعكم « 1 » .
در ديگر ايضا فرمود : من سبّ أهل بيتي ، فإنّما يرتدّ عن اللّه و الاسلام ، و من آذاني في عترتي ، فعليه لعنة اللّه ، و من آذاني في عترتي فقد آذى اللّه و حرم عليه الجنّة « 2 » .
متعرّض آنها موذى خدا و ملعون مرتدّ ، بر او جنّت حرام است .
أيضا قال صلّى اللّه عليه و إله : اللّهمّ إنّهم عترة نبيك ، فهب مسيئهم لمحسنهم ، و هبهم لي ،
هامش
( 1 ) كنز العمّال 12 : 42 ح 33910 ، احقاق الحق 18 : 488 و ج 24 : 644 و ج 33 : 64 .
( 2 ) احقاق الحق 3 : 4 و ج و 9 : 435 و 459 .