و امّا طلحه و زبير از بنى هاشماند يا نه ، جماعتى از ائمّهء نسّابه ، چون محمّد بن إسحاق و كلبى در مثالب و غيرهم ، اينها را متّهم الأنساب نوشتهاند ، ثمّ اللّه أعلم .
آيا مطّلب و اولاد او سادات و مستحق خمساند ؟ فقهاء إماميه در آندو قول دارند ، اصحّهما نمىباشند .
باب در سيادت طبقهء اولى و همهء آنها اولاد صلبى بلا فصل و احفاد آن حضرت از ذكور و اناث قطعى الأنساباند
بدانكه بر آنان كه نص و اجماع امّت است كه اينها اولاد آن حضرتاند ، و آنها : قاسم و او اوّل اولاد ، و مكنّى هم آن حضرت به ابو القاسم براى همين شده ، و إبراهيم خاص از ماريهء قبطيه در مدينه تولّد يافته ، و به قول جمّ غفير عبد اللّه .
و از اناث فاطمهء زهراء عليها السّلام ، اين هرسه به غير إبراهيم از بطن خديجه مىباشند . و ولادت قاسم قبل المبعث در مكّه شده كما هو المشهور .
و أمّا باقى مذكورين بعد مبعث تولّد يافتهاند .
امّا باقى ذكور ، پس من جمله آنها : طاهر و مطهّر و طيّب و مطيّب .
آيا اين أسماء اعلام بر پسران چهارگانه ديگرند كه بعد مبعث از خديجه هر جفتى از اين به صورت توأم تولّد يافتند ، يا هريكى فرادا فرادا تولّد يافته ، پس هر نامى از اين چهار نام منسوب به يكى مىباشد ، يا اين هر چهار اسم از القاب إبراهيم و عبد اللّه مىباشند ؟
در آن اهل سير و ائمّهء مؤرّخين و حديث خلاف كردند ، و بنابر قول آخر هفت نفر از ذكور و يك دختر فاطمه هشتم مىباشند ، و بعض نسّابه زياده كردند كه قبل مبعث يك پسر ديگر عبد مناف داشت ، اين از معرض اعتبار ساقط است .
و در مواهب بعد نقل اختلاف مىگويد : فتحصّل من جميع الأقوال ثمانية