ثبوت رسيده .
پس باطل شد گمان باطل آنان كه مىگويند كه خود مدّعى و خود شاهد و خود حاكم مصدّق غير معقول و لا مقبول مىباشد ، و الحمد للّه بدون قيل و قال مع جواب اشكال مضلّ ضالّ به الفاظ قليل مع الدليل ثابت شد .
باب در طبقهء اصول آبائى و اعمامى آن حضرت
بدانكه به ثبوت سيادت اين شخص الزام سيادت طبقهء آبائى و اعمامى آن حضرت مىباشد ، از حضرت أبو طالب عليه السّلام ، و حضرت عبد اللّه ، و عبد المطّلب ، و حضرت هاشم ، و عبد مناف ، إلى آدم بلا دغدغه ثابت شد ، مع ذلك بر سيادت آنها نص آمده ، پس عينا همهء آباء آن حضرت قطعى الأنساب مىباشند .
بلى در همين طبقهء اولى از قطعى الأنساب ، طبقهء فروع اين طايفه : اولاد هاشم ، و اولاد عبد المطّلب ، و اولاد ابو طالب ، چون اولاد عقيل و جعفر ، و اولاد حمزه ، و اولاد عبّاس مىباشند ، نه به مرتبه و مثابهء اولاد آن حضرت ، چه آنها اشرف الساداتاند ؛ زيرا كه اولاد أجزاء اصليه آن حضرتاند ، پس جزء و كل آن حضرت اشرف از همهء طبقات اصليه و از همه طبقات فرعيه آنهااند ؛ زيرا كه جزء و كل متّحد الحكم مىباشد .
و أمّا بنى فاطمه عليها السّلام در اين شكى نيست كه افضل و اشرف همهء سلف و خلف از اصول و فروعاند ، زيرا كه مادر اينها سيّدهء نساء العالمين ، و پدر اينها سيّد الأصفياء المرضيين ، و جدّ اينها سيّد العالمين افضل الأنبياء و المرسلين ، و جدّهء اينها خديجه كمّل از زنان عالمين مىباشد ، پس همهء اين شرافتهاى انتسابي و صفاتى و كمالى در اولاد غير خاتم الانبياء بالضرورت نيست فضلا عن اولاد بنى اعمام و بنى هاشم .