على را ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله وقتى كه على را ديد سر خود و على را درون رداء برد ، پس به على رازهاى مخفى مىفرمود ، تا آنكه همانطور آن حضرت مرد ، و ما نفهميديم كه او به او چه مىفرمود .
إشكال : از اين روايت ثابت شد كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله سيّد اولاد آدم است نه سيّد خود آدم ، و على سيّد عرب است نه سيّد عجم و عالم .
جواب : به روايات مفصّلهء ديگر ثابت است كه آن حضرت سادات جميع عالميان است ، امّا على عليه السّلام و ائمّه عليهم السّلام هم بعد آن حضرت سيّد عالم و آدماند ؛ زيرا كه بنى هاشم برگزيدهء عرباند ، و عرب برگزيدهء قريش ، و قريش برگزيدهء بنى إبراهيم ، و بنى إبراهيم برگزيدهء كلّ بنى آدم .
و به احاديث سابقه ثابت شد ، پس به اين حجّت على و ائمّه هرگاه سيّد عرب ثابت شدند ، سادات كلّ بنى آدم ثابت شدند . امّا ذكر ولد آدم و بنى آدم علم بر بشر گرديده ، پس اين به صورت علميت فرمود ، پس خود آدم هم در آن داخل ، و مع ذلك مبيّن اين مجمل احاديث مفصّلهاند .
در فضائل احمد بن حنبل مروى است ، چنانچه در تذكرهء خواص الائمّهء سبط جوزى هم از ابن عبّاس روايت كرده : انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله قد بعثني إلى علي عليه السّلام ، فقال لي النبي صلّى اللّه عليه و إله : قل لعلي أنت سيّد في الدنيا سيّد في الآخرة . و قال النبي صلّى اللّه عليه و إله : من أحبّك فقد أحبّني ، و من أبغضك فقد أبغضني « 1 » .
ابن عبّاس مىگويد : كه مرا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله به رسالت به سوى على عليه السّلام فرستاد ، و فرمود : كه بگو به على : يا على تو سيّد دنيائى سيّد در آخرتى . و فرمود :
هركه تو را دوست دارد به تحقيق مرا دوست دارد ، و هركه تو را دشمن دارد مرا
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص ابن جوزى ص 48 .