تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
از ابو العباس خفرى شنيدم كه گفت : « نزد ابو بكر ، محمد بن داود نشسته بودم كه زنى بر وى در آمد و پرسيد : چه مىگويى در بارهء مردى كه همسرى دارد كه نه او را نگهدار است و نه رها كننده و طلاق دهنده ؟ « محمّد گفت : اهل علم را در اين مسأله اختلاف است برخى عقيده دارند كه زن بايد صبر كند و احتساب و خود در طلب روزى باشد و اكتساب . برخى ديگر مىگويند شوهر مأمور است بر انفاق و گر نه مجبور است بر طلاق . « زن سخنان محمّد را نفهميد پس دوباره سؤال خود را اعاده كرد و گفت : مردى را زنى است كه آن مرد نه از او نگهدارى مىكند و نه او را طلاق مىدهد . « محمّد گفت : اى زن من ترا از آن چه پرسيدى پاسخ گفتم و به آن چه مىخواستى رهنمايى كردم و من نه حاكم هستم كه امضاء كنم و نه قاضى كه قضا نمايم و نه شوهر كه رضا دهم . « پس زن بىاين كه از پاسخ محمّد چيزى بفهمد برگشت » محمّد بن داود به سال دويست و نود و هفت ( 297 ) در سن چهل و دو ( 42 ) سالگى در گذشته است . و ابو بكر ، محمّد بن اسحاق كاشانى كه از داود علم را گرفته و با او در بسيارى از مسائل اصول و فروع مخالفت داشته و ابو الحسن بن مغلَّس كتابى در ردّ بر او و نقض موارد مخالفتش به نام « القامع للمتحامل الطَّامع » تصنيف كرده است . و ابو سعيد ، حسن بن عبيد نهر تيرى « 1 » و محمّد بن عبد الله بن خلف معروف به « الرّضيع » كه اين دو نيز در برخى ، كم ، از مسائل با داود مخالف بوده‌اند . و ابو عبد الله ، محمّد بن ابراهيم بن عرفهء ازدى نحوى معروف به نفطويه كه از داود روايت كرده است .
هامش
« 1 » بفتح نون و سكون هاء و بعد از آن راء و كسر تاء دو نقطه از بالا و سكون ياء دو نقطه در زير و بعد از آن راء . به گفتهء ابن اثير اين نسبت بديهى است در نواحى بصره كه گروهى از فقيهان و عالمان به آن منسوب شده‌اند .