تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
بودن و مخلوق بودن قرآن نكند او را از جملهء شهود بر كنار زند و شهادت او را نافذ نداند . « جريان كار را نسبت به قاضيانى كه در حوزهء فرماندارى تو هستند چه آنان كه پذيرفته و چه آنان كه خوددارى كرده‌اند به امير المؤمنين بنويس و بر ايشان مراقبانى بگمار كه وضع كار آنان را مراقبت و تفقّد كنند تا اين كه احكام خدا جز به شهادت اهل بصيرت در دين و مخلصان در توحيد نفوذ نيابد و اجراء نگردد . اين نامه در ماه ربيع الاول از سال دويست و هيجده نوشته شد » اسحاق بن ابراهيم كه باصطلاح امروز استاندار يا فرماندار بغداد بود فرمان مأمون را به كار بسته و قضات را احضار و امتحان كرده است و به مأمون ، گزارش كار را نوشته است . مأمون نامه‌اى ديگر بوى نوشته و هفت تن از بزرگان را ، كه محمد بن سعيد كاتب معروف به واقدى يكى از آنان بوده خواسته است اسحاق ايشان را به شام نزد مأمون فرستاده و او آنان را امتحان كرده و همهء آنان مخلوق بودن قرآن را گفته‌اند پس مأمون ايشان را بدار السّلام به نزد اسحاق فرستاده و اسحاق آنان را احضار كرده و در حضور فقهاء و مشايخ از اهل حديث اقرار و اعتراف خواسته ايشان چنان كه نزد مأمون به مخلوق بودن قرآن گفته بوده‌اند اينجا هم همان جواب را داده و در محضر اين بزرگان ، مخلوق بودن قرآن را گفته‌اند . اين كار اسحاق نيز به فرمان مأمون بوده است . . مأمون پس از اين نامه كه احضار آن هفت تن را خواسته و آنان را امتحان كرده و به اسحاق دستور داده كه اقرار و اعتراف ايشان را علنى و مشهور كند نامه‌اى ديگر ، كه به همان مضمون نامهء اوّل است با تأكيد و تشديدى بيشتر و دلايلى از آيات قرآن براى اثبات مطلوب خويش زيادتر به اسحاق نوشته اسحاق گروهى از فقيهان و حكَّام و محدّثان را احضار كرده و جمعى را كه نام برده شده‌اند و از آن جمله است احمد بن حنبل به حضور خواسته و اين نامهء مأمون را بر آنان دو بار خوانده تا خوب فهميده‌اند آنگاه بشر بن وليد را گفته است : در بارهء قرآن چه مىگويى ؟ پاسخ داده است : من مىگويم : قرآن كلام خدا است .