تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
از اينجا كمتر نبود ليكن روزى دو فرقه را نزد سلطان مناظره به ميان آمد سلطان گفت : ابو حنيفه از كجا بوده است ؟ گفتند : از كوفه . گفت : مالك از كجا بوده است ؟ گفتند : از مدينه . پس گفت : دانشمندى كه از دار هجرت ( مدينه ) است ما را بسنده است . « آنگاه بفرمود تا ياران و زمام داران مذهب ابو حنيفه را بيرون كردند و گفت : من خوش ندارم كه در زمان من دو مذهب باشد . اين داستان را از گروهى از مشايخ اندلس شنيدم » سخن مقدسى پايان يافت . مىگويم اين قصه خالى از تأمّل و نظر نيست زيرا هيچ كس را نمىدانيم كه وهب بن وهب را در جملهء شاگردان امام مالك ياد كرده باشد بلكه كسى كه از مالك علم آموخته و شاگردى او را داشته عبد الله بن وهب بوده و او به مغرب نرفته و هميشه در مصر مىبوده و در مصر وفات يافته است . و امّا اسد بن عبد الله پس بحسب ظاهر ، درست اينست كه ابو عبد الله و مراد ابو عبد الله اسد بن فرات باشد كه محمد بن حسن را ديدار كرده و نزد اصحاب ابو حنيفه تفقّه داشته و مذهب او را در افريقا نشر داده و اين در هنگامى بوده كه بسوى امام مالك مسافرت كرده و از وى علم آموخته و او را عليل و بيمار نديده پس چنان كه گفته‌اند مالك او را به ابن وهب حواله و رجوع داده است و اين چنان بوده كه چون از سماع از مالك فارغ شده و زياده از وى خواسته مالك بوى گفته است : « آن چه مردم را هست ترا بس است - يا بس است ترا اى مغربى ! - اگر « رأى » را خواهانى بر تو باد به رفتن عراق » . اهل مصر از اين مذهب تا زمانى كه اسماعيل بن يسع كوفى از جانب مهدى ( سال 164 ) متصدّى قضاء آنجا نشده بود ، آگاه نبودند . اسماعيل نخستين قاضى حنفى در مصر است و همو نخستين كسى است كه مذهب ابو حنيفه را بمصر وارد ساخته و از بهترين قضاة بوده جز اين كه او به ابطال « احباس » عقيدهء مذهبى داشته و اين كار بر اهل مصر سنگين آمده و گفته‌اند : اسماعيل احكامى را براى ما احداث كرده كه در