تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
طبقهء دوم از فقيهان تابعى شام و جزيره پس از درگذشتن ابن حوشب و خولانى ، كه از « تابعان » نخستين طبقهء فقيهان شام بوده‌اند ، فقه در آنجا به اشخاصى ديگر كه در طبقه دوم ياد شده‌اند انتقال يافته است . از اين طبقه بشمار رفته‌اند : ابو عبد الله بن ابو زكريا و هانى بن كلثوم و رجاء بن حيوه كندى « 1 » كه با كنيهء « ابو المقدام » خوانده مىشده و مشهور بوده است . ابو اسحاق ، به اسناد از مطر « 2 » ، نقل كرده كه وى در بارهء رجاء بن حياة اين مضمون را گفته است : « من در فقيهان شام از رجاء كسى را افقه نديدم ليكن چون او را تحريك مىكردم مىديدم از شاميانى است كه مىگويند : عبد الملك در اين قضيه چنين و چنان حكم كرده و قضاء داشته است ! » « هشام بن عبد الملك پرسيده است كه سيّد و سرور اهل فلسطين كيست ؟ گفته‌اند : « رجاء بن حياة » . از سيّد اهل اردن پرسيده گفته‌اند : « عبادة بن نسى »
هامش
« 1 » اين رجاء همان است كه سليمان بن عبد الملك در بارهء « استخلاف » با او شور كرده و او عمر عبد العزيز را گفته و به شرحى كه در پايان ترجمهء سليمان ياد شد ولايت عهد او را عملى و تثبيت نموده است . « 2 » ظاهرا مراد مطر وراق است كه ابو نعيم در حلية الاولياء ( جلد سيم - صفحه 75 ) به اسناد از ابو عيسى آورده كه گفته است : « ما رأيت مثل مطر فى فقهه و فى زهده » مطر احاديثى زياد از انس بن مالك روايت كرده است .