آورد به نافرمانى خدا و رسول پرداخت و به خونخواهى مشركان ، از مسلمين قيام كرد پس واقعهء حرّه را كه در اسلام واقعهاى شنيعتر و فضاحت آورتر از آن نبوده پديد آورد و گمان كرد كه از اولياء خدا انتقام گرفته و دشمنان خدا را به دلخواه رسانده پس شرك خود را اظهار و كفر خويش را آشكار ساخت و گفت :
ليت اشياخى ببدر شهدوا
جزع الخزرج من وقع الاسل
قد قتلنا القوم من ساداتكم
و عدلنا ميل بدر فاعتدل
فاهلَّوا و استهلَّوا فرحا
ثمّ قالوا : يا يزيد لا تشل
لست من خندف ان لم انتقم
من بنى احمد ما كان فعل
لعبت هاشم بالملك فلا
خبر جاء و لا وحى نزل
« اين گفتهء كسى است كه از دين ، خارج است و به خدا و پيغمبر و كتاب خدا و دين او ، ايمان ندارد .
« و از بزرگترين و سختترين پرده درى او است از دين ، ريختن خون حسين بن على ( ع ) ، فرزند فاطمه ( س ) دختر پيغمبر ( ص ) ، با مقامى كه نزد پيغمبر ، و منزلتى كه در دين و فضل داشت ، كه پيغمبر در بارهء او و برادرش به سيادت اهل بهشت شهادت داد ، همهء اينها از راه جرأت بر خدا و كفر بدين و عداوت با پيغمبر و بى احترامى به او و معاندت با عترت بوده كه گويى گروهى از كفّار ترك و ديلم را مىكشد ، نه از انتقام خدا پروا كرد و نه سطوت و قدرت الهى را به حساب آورد ، پس خدا عمرش را كوتاه كرد و اصل و فرعش را ريشه كن ساخت و آن چه در دست داشت باز گرفت و عذاب و عقاب را برايش آماده فرمود .