« عمّا بين يديه من المثلات ( عقوبات ) حجزته التقوى عن تقحّم « الشبهات . .
حسن بن على عليه السّلام در خطبهاى ، كه به خواهش معاويه ، در شام ، القاء كرده نظر خود را در بارهء « خلافت » و « خليفه » و وظائف و تكاليف به خوبى روشن ساخته است .
بيهقى ( ابراهيم بن محمد ) در كتاب « المحاسن و المساوي » ، در اين زمينه ، اين مضمون را آورده است :
« گفتهاند : روزى عمرو بن عاص ، معاويه را گفته است :
« حسن بن على را بخواه و او را امر كن تا به منبر بر آيد باشد كه نتواند چنان كه بايد سخن گويد و فرو ماند پس ما او را بر اين درماندگى و فرو ماندن نكوهش و سرزنش كنيم .
« معاويه پذيرفت و مردم را فراهم آورد و از حسن بن على ( ع ) خواست تا به منبر برآيد .
« حسن بن على ( ع ) پس از ستايش و سپاس خدا چنين گفت :
« أيّها النّاس من عرفنى فأنا الَّذى يعرف ، و من لم يعرفنى فأنا الحسن بن على بن ابى طالب ابن عمّ النّبي ( ص ) ، انا ابن البشير النّذير . السّراج المنير ، انا ابن من بعث رحمة للعالمين . .
« و به سخنانى از اين سنخ خويش را به مردم مىشناساند و سخن را بدين منوال پيوسته مىداشت چنان كه جهان در ديدهء معاويه تاريك گرديد و نتوانست خوددارى كند پس بانك در داد كه اى حسن تو را آرزو چنان بود به خلافت برسى و اميد مىداشتى خليفه گردى و چنين نيستى .
« حسن بن على پاسخ معاويه را برفراز منبر ، بدين گونه سخن را ادامه داد :
« انّما الخليفة من سار بسيرة رسول الله و عمل بطاعة الله ، و ليس
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص١٤٢