تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
و خصوصيات يكايك از آنها براى انصراف از طرح بحث در پيرامن آنها عذرى موجّه و بهانه‌اى به جا و درست باشد ترك بحث از چهار مذهب مهمّ باقى مانده بىگمان مجوّزى ندارد بلكه بر متصدّى بحث از تحوّلات و ادوار فقه لازم است كه آنها را مورد بحث و فحص قرار دهد نهايت از امر ، نويسندهء اين اوراق به چند جهت ، كه در زير ياد مىكند ، از بحث تفصيلى در بارهء آن چهار مذهب معذور است : 1 - اين كه مقصود اصلى از تسويد اين اوراق ، تشريح تحوّلات فقه در خصوص مذهب شيعه است . 2 - اين كه تحوّلات اجتهادى فقه در اين مذاهب بوجود مستنبطان و بانيان آنها موجود گرديده و پس از فوت آنان ، اجتهاد را حالت توقف و ركود پيش آمده و بر همان حالت اجتهادى و اصول و فروع مستنبطهء آن بانيان برقرار مانده و پيروان آنان را اگر اجتهادى بوده در « مذهب » بوده است نه « مطلق » . 3 - اين كه مجالى كافى براى مطالعهء همهء آن مذاهب و وقتى وافى براى تحقيق و بررسى يكايك و تطبيق آنها را با هم ندارد و شايد تهيهء كتب مربوطه و لازم نيز برايش ميسور نباشد . بهر حال به جهاتى چند ، كه برخى از آنها ياد گرديد ، ترك بحث از اين مذاهب بطور كلى ، روا نيست استقراء و استقصاء همهء شئون و جهات مربوط به يكا يك اين مذاهب هم ، بر فرض اين كه از منظور اصلى اين تأليف به دور نباشد ، براى اين نويسنده ميسور نيست . از اين رو ، جمع ميان دو نظر را ( بعد از بحثى از اوضاع عمومى ) پيش از بحث از وضع فقه در مذهب تشيّع و پس از بحثى اجمالى از عده‌اى از فقيهان مشهور اسلام در عهد دوم ، بطور اختصار مذاهب چهارگانه و امامان آنها و اصحاب و شاگردان ايشان ( و هم داود و طبرى كه مذهبى فقهى و شاگردان و پيروانى مهم مىداشته‌اند ) مورد بحث و توصيف و ترجمه و تعريف قرار داده مىشود پس از آن تا حدى كه حال و مجال و اطلاع نويسنده اقتضاء كند چگونگى تفقه در مذهب شيعه در عهد دوم ، مورد بحث قرار مىيابد و پس از