آورديم و خداوند به حقيقت امر آگاهترين است . « 1 »
معناى اين سخن آن است كه جبرئيل قرآن را از طريق شنيدن و استماع از خداوند اخذ كرده است . به نظر من اين سخن از نظر نحوه دريافت قرآن توسط جبرئيل از خداوند - و نه از حيث آنكه نزول را در آيه به آغاز نزول تأويل كرده است - مناسبترين اقوال است و مؤيد آن حديث مرفوعى است كه طبرانى « 2 » از نواس بن سمعان نقل مىكند :
هنگامى كه خداوند به وحى تكلم مىكرد ، آسمان از خوف الهى سخت به لرزه درمىآمد ؛ پس اهل آسمان با شنيدن آن مدهوش به روى مىافتادند . اولين كسى از ايشان كه سر برمىداشت جبرئيل بود و خداوند آنچه از وحى اراده مىكرد به دو مىفرمود و جبرئيل آن را به فرشتگان مىرساند . هرگاه كه جبرئيل بر آسمانى گذر مىكرد ، اهل آن از او مىپرسيدند : پروردگار ما چه فرموده است ؟ و او پاسخ مىداد : حق . و سپس آن را هر گونه كه فرمان يافته بود مىرسانيد « 3 » .
اين آراء هر چه باشد ما دام كه ما يقين داريم مرجع وحى تنها خداوند متعال است ، كيفيت و نحوه دريافت آن چيزى مهم به نظر نمىرسد .
جبرئيل چه چيز را فرودآورد ؟
بايد دانست آنچه جبرئيل بر پيامبر ( ص ) فرودآورد قرآن بود . البته قرآن به اين اعتبار كه مجموعه الفاظ حقيقى و اعجازگر از آغاز سوره فاتحه تا انتهاى سوره ناس است . اين الفاظ تنها كلام خداوند است ، و جبرئيل و محمد ( ص ) در انشا و تنظيم آن نقشى نداشتند .
اين خداوند بود كه اولين بار آن را انشا و تنظيم كرد . به همين دليل است كه قرآن به خداوند نسبت داده مىشود و نه به غير او ، اگر چه جبرئيل و محمد ( ص ) و ميليونها تن از بندگان خدا پس از آنها از آغاز نزول تا روز قيامت همين الفاظ را بر زبان رانده و مىرانند .
قرآن از اين نظر شبيه كلام بشرى است . كلام بشرى نيز به كسى نسبت داده مىشود كه
هامش
( 1 ) . الاتقان ، سيوطى ، ج 1 ، نوع 16 : 125 و 126
( 2 ) . سليمان بن احمد بن ايوب طبرانى ؛ - ص 11 .
( 3 ) . « إذا تكلم اللّه بالوحى أخذت السماء رجفة شديدة من خوف اللّه . فإذا سمع أهل اسماء ، صعقوا و خرّوا سجدا ؛ فيكون أولهم يرفع راسه جبريل ، فيكلّمه اللّه بوحيه بما أراد ، فينتهى به إلى الملائكة فكلما مرّ بسماء سأله أهلها ما ذا قال رينا ؟ قال : الحق . فينتهى به حيث امر . » ( فتح البارى بشرح صحيح البخارى ، ابن حجر عسقلانى ، ج 8 ، كتاب التفسير : 138 ) .