يا أبا ذر الحقّ ثقيل مرّ ، و الباطل خفيف حلو ، و ربّ شهوة ساعة تورث حزنا طويلا .
يا أبا ذر لا يفقه الرجل كلّ الفقه حتّى يرى الناس في جنب اللّه تعالى أمثال الأباعر ، ثمّ يرجع الى نفسه ، فيكون هو أحقر حاقر لها .
يا أبا ذر لا تصيب حقيقة الايمان حتّى ترى الناس كلّهم حمقى في دينهم ، عقلاء في دنياهم .
اى ابو ذر دو ركعت نماز ميانه كه بسيار طول ندهى و بسيار سبك بجا نياورى ، و با حضور قلب و تفكّر باشد ، بهتر است از ايستادن يك شب به عبادت كه با فراموشى دل باشد ، و از آنچه كنى و گوئى دل خبر نداشته باشد .
اى ابو ذر حق بر طبعها گران و تلخ است ، و باطل سبك و آسان و شيرين است ، و بسيار است كه شهوت يك ساعت دنيا مورث حزن طولانى آخرت مىگردد .
اى ابو ذر فقيه نمىباشد آدمى تمام فقه ، و چنانچه بايد دانا نمىشود ، تا آنكه مردم در جنب جلال و عظمت الهى نزد او به مثابهء شتران باشند ، پس رجوع به نفس خود كند ، و خود را از همه كس حقيرتر شمارد .
اى ابو ذر به حقيقت ايمان نمىرسى تا همهء مردم را بدانى كه احمقند در دين خود ، و عاقلند در دنياى خود .
و در اوّل كتاب تحقيق بعضى از شرايط عبادت و حضور قلب گذشت ، و بر همگى ظاهر است كه كردن و شنيدن حق هر دو بر آدمى گران و دشوار است ، چنانچه اكثر مردم اگر كسى خير ايشان را به ايشان مىگويد ، هرچند دانند كه صلاح ايشان در آن است آزرده مىشوند ، و كردن باطل خواه در معاصى و شهوات و خواه در اعمال بدعت بر طبعها گوارا و در كامها شيرين است ، و شنيدن سخن باطل اكثر
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٣