الامر بايد كه در اردوى معلى حاضر شود و به دنيا آلوده شود .
به آن سبب ارادهء زيارت عتبات عاليات نموده ، و با عظمت و جلال تمام أكثر از أموال و أسباب و عبيد و اماء خود را برداشته متوجه زيارت شد ، و قريب يك سال در آنجا ماند .
و در عرض آن سال روزبهروز وضع دنياى خود را سبك نموده ، بندگان را آزاد فرموده ، و ملازمان را مجاب گردانيده ، و أموال و أسباب خود را في سبيل اللّه صرف نموده ، تا در وقت رجوع به جانب دار العبادهء يزد سواى دو سه خدمتكار بر سر آن عالىجناب ديگرى نماند .
همين كه داخل دار العبادهء يزد شد اقرباى مادرى او دانستند كه آن عالىجناب ميل به آلايش دنياى دنى ندارد .
خبر ترك و تجريد سيد مهدى مزبور را به مير عبد الباقي نوشتند ، همينكه خبر ورود سيد مهدى به دار العبادهء يزد به سمع مبارك نواب همايون رسيد ، به مير عبد الباقي فرمود كه الحال وقت طلبيدن سيد مهدى رسيده ، زيرا كه بر نواب همايون مالازم است كه چون سيد مهدى أبا عن جد بزرگ و صاحب اعتبار بودهاند او را تربيت فرماييم ، و به منصبى كه از براى پدر مرحومش در خاطر أشرف بود سرافراز گردانيم .
مير عبد الباقي به عرض رسانيد كه سيد مهدى ترك و تجريد خود را به مرتبهاى رسانيده كه همگى غلامان خود را عتيق ساخته و ملازمان را مجاب گردانيده ، و أموال دنيوى و أسباب خود را سبيل فرموده ، و اكتفاء به دو سه خدمتكار نموده ، ظاهرا كه ترك و تجريد سيد مهدى به مرتبهاى رسيده كه ديگر كار دنيا از او متمشى نمىشود ، بايد كه آن جهانپناه را بندگان دعاگو باشد ، و سيد مهدى را از آن جمله حساب فرمايند .
سراج الأنساب ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: السيد مهدي الرجائي
ص١٣٤