بودند تقديم فرمود ، و سيد مهدى بنابر قرابتى كه از جانب مادر به أمير عبد الباقي داشت و در صغر سن بود بعد از مير عبد الباقي نشست .
پادشاه عالمگير در وقت مكالمه به سيد مهدى فرمود : كه نجيب الطرفين است . سيد تاج الدين علي را خوش نيامده به عرض رسانيد كه هميشه سلسلهء اين بندگان نجيب الطرفين بودهاند ، و به اين تقريب قرابتى كه سلسلهء عليهء عاليهء آن سيد بزرگوار با آميرزا أبو سعيد و جمعى از سلاطين سلف بوده عرض نمود .
بارى احترامى كه نواب كامكار به آن سيد عالى نسب نمود اين رساله را گنجايش ذكر آن نيست ، بارى در آن منزل سخن به اين منوال گذشت ، تا آن كه وقت كوچ درآمد .
و در آنوقت آن دو سيد ارادهء رخصت فرمودند ، و نواب كامكار ايشان را مرخص فرموده ، هريك را به خلاع فاخره سرافراز فرمود و متوجه به جانب خراسان شد .
همين كه اردوى گردون شكوه به مشهد مقدس رسيد تيمور سلطان و عبيد خان ازبگ از بلدهء فاخرهء هرات به ماوراء النهر رفتند ، و ابدال بيگ مرو را گذاشته بدين جهت او را جامهء زنان و مقنعهء نسوان در پوشانيدند ، و در ميان اردوى معلى بر درازگوش سوار كرده گردانيدند ، و نزول اجلال در بلدهء فاخره هرات شده .
به تازگى خراسان از غبار مخالفان پاك گشت ، و هرات را به زينل خان شاملو ، و بلخ را به ديو سلطان روملو مفوض گردانيدند ، و پادشاه گشور گير در اصفهان قشلاق گرفتند .
همين كه نزول اجلال در اصفهان فرمودند ، چون در خاطر مبارك نواب أشرف قرار گرفته بود كه منصب صدارت به سيد تاج الدين علي ، و وزارت أعظم
سراج الأنساب ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: السيد مهدي الرجائي
ص١٣١