أول آن كه در منابع كتابشناسى رسالهاى با عنوان معربات در زمرهء آثار رشيدى ذكر شده است .
دوم كتابت نسخهء معربات به همراه فرهنگ رشيدى با توجه به آن كه رشيدى در آغاز رساله آورده است كه فرهنگ وى در يك مقدمه وچند باب وخاتمه است اما تاكنون نسخهاى از فرهنگ رشيدى رؤيت نشده بود كه خاتمهاى داشته باشد وجناب آقاى عباسى گمان بردهاند كه اين رسالهء معربات همان خاتمه است .
دلايل صحت انتساب اين رساله به بلگرامى
اما شايان توجه است كه از وجود چند قرينهء مهم برمىآيد كه رسالهء حاضر متعلق به عبد الجليل بلگرامى است .
أول آن كه ترقيمهء كاتب نسخهء دهلي نو كه در آن كاتب صراحتاً ذكر كرده است كه نسخهء خود را از روى نسخهء به خط مؤلف كتابت نموده است :
تمت الرسالة ، والحمد للَّهوكفى ، والسلام على عباده الذين اصطفى ، وكانت الأصل بخط مصنفها السيد عبد الجليل بن السيد أحمد الحسيني البلگرامي ، وذلك صباح التاسع من شوال المكرم من شهور سنة تسعين ومئتين بعد الألف .
دوم آن كه تفاوت در معاني وتلفظ لغات معرّب رسالهء حاضر با فرهنگ رشيدى خود دليل محكمى است كه اين اثر به خامهء وى نيست ؛ چرا كه قطعاً در تأليف چنين اثرى بايد از فرهنگ اصلى خود بهره مىبرده است وحال آن كه در برخى از واژهها آن قدر تفاوت ديده مىشود كه مىتوان اين گونه بيان نمود كه اين دو تأليف از دو نويسنده با منابعى متفاوت بوده است . از باب نمونه ، دو واژهء مشترك ميان هر دو لغتنامه ذكر مىشود تا امكان مقايسه براي خوانندگان فرآهم گردد :