سعادت اين ثواب « 1 » را غنيمت شمرد . در خبر است كه حضرت فرمود كه : « هيچ صدقه از صدقهء زبان فاضلتر نيست » . گفتند : چگونه يا رسول اللَّه ؟ فرمود كه : « آن شفاعت است كه خونها بدان محفوظ ماند ومنفعت به ديگرى رساند وبدى از ديگرى بازدارد » . « 2 »
پانزدهم آن كه « 3 » جانب مساكين وضعفا را بر جانب اقويا واغنيا از أهل دنيا راجح دارد وبيشتر ، صحبت با فقراى « 4 » أهل اللَّه دارد وهر روز « 5 » يك بار آينهء دل را به مواعظ « 6 » ونصايح صلحا جلا دهد ؛ چه مباشرت أمور دنيا ومجالست اغنيا دل را تاريك مىگرداند ودر اين ، خطر هلاكت ابدى است . نقل است كه چون « 7 » سليمان عليه السلام از تخت برخاستى به مسجد رفتى و « 8 » نظر كردى ؛ هرجا مسكينى نشسته يا فتى ، پيش أو رفتى ونشستى وگفتى : « 9 » مسكينى با مسكينى نشيند . واز اين جاست كه حضرت فرمود كه :
هر كه خواهد كه با خداوند تعالى نشيند با فقرا ومساكين نشيند . « 10 » فرمود كه : اى أهل امّت ! با مردگان « 11 » منشينيد . گفتند : يا رسول اللَّه ! مردگان « 12 » كيستند ؟ فرمود كه :
توانگران .
شانزدهم آن كه از أحوال أهل « 13 » فاقه غافل نباشد ودر سدّ فاقهء « 14 » ضعيفان وفروماندگان ، تقصير روا ندارد وأهل سؤال را هرگز محروم نسازد . در خبر است كه بنده را در قيامت حاضر سازند وحضرت جبارى ، خطاب « 15 » كند كه : « اى بندهء من ! در دنيا از تو نانى وجامهاى « 16 » خواستم ، مرا طعام وجامه ندادى ! » گويد : الهى ! اين چگونه است ؟ گويد : « فلان كس در همسايگى تو گرسنه بود « 17 » وفلان كس برهنه « 18 »
و
هامش
( 1 ) . ف : ثواب اين سعادت .
( 2 ) . ف : - باز دارد .
( 3 ) . م : - آن كه .
( 4 ) . ف : فقرا و .
( 5 ) . م : وهر كه روزى .
( 6 ) . ف : مواضع .
( 7 ) . ف : + / حضرت .
( 8 ) . ف : - و .
( 9 ) . ف : - وگفتى .
( 10 ) . ف : - از اينجاست . . . نشيند .
( 11 ) . ف : مرگان .
( 12 ) . ف : مرگان .
( 13 ) . ف : - أهل .
( 14 ) . ف : + / و .
( 15 ) . ف : - خطاب .
( 16 ) . م ، ف : جامه . متن ، تصحيح قياسي است .
( 17 ) . ف : است .
( 18 ) . ف : + / است .