تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
چون تصفيه مىكنند ، به ازالهء أوساخ أو قوّت أو « 1 » زيادة مىگردد ، « 2 » اين روح را نيز تصفيه كنند به تعديل أخلاط ، وهمچنانچه « 3 » تيزاب به مخالطت أجساد ، تقويت مىيابد وآن تقويت ، ممكن نيست ، مگر به جواهر معدنى كه از جنس اوست ، همچنين تقويت اين جوهر ، ممكن نبوَد ، مگر به حيوانيّات كه هم از جنس وى است ، فلهذا ، در حيوانات طلب كرده‌اند كه كدام يك را تركيب أو قوىتر وعمر أو درازتر است تا مقصود خويش را به معونت أو حاصل كنند ، در مار وغراب ، از اين معنى اثرى يافته‌اند . پس مار را مىخورند وغراب را كه - عمر أو كم‌تر از مار است - ، قصورى در أو يافته‌اند . پس ادويه‌اى « 4 » چند چون كِلس زنده بدو مىخورانند تا مزاجش قوىتر گردد . آن‌گاه أو را بالتّمام ، در قرع كرده ، تقطير مىكنند ومياه وادهان أو را به خورد « 5 » اكلاس مىدهند وباز با ادويهء چند ديگر ، ضم كرده ، أو را به كار مىبرند واز مفسدات ، حذر مىكنند وبعضي ديگر بر آن رفته‌اند كه روح در بدن ، همچو بخارى است كه در معادن مىباشد كه هرچه يافت ، مناسب به نوع خود ، تبديل مىكند . پس هرچه مزاج وتركيب أو به مزاج وتركيب انسان أشبه بوَد ، تصرّف أو در آن چيز ، اسرع وأتم خواهد بود . بنا بر اين ، هم از انسان طلب آن قوّت « 6 » نمايند ودر دفع امراض نيز بدان تقرّب جويند ، چنانچه كسى را در دماغ أو ضعفي فهم كنند ، قَحفْ را با دوايى « 7 » نفوذ كننده ، « 8 » سَحْق كنند ودر بيني أو دَمَند ، نفع كلّى كند وكسى را كه سنگ مثانه را سَحق كرده ، « 9 » با ادويه كه آن‌را بدان جا رساند ، بخورانند ، فايدهء كلّى دريابند وأمثال اين تدابير وبعضي ديگر ، در اجزاى سگ يافته‌اند كه با اجزاى بدن ، نسبتي عجب دارد ، چنانچه استخوان أو را بر جايى « 10 » كه استخوان بدن ، قصورى كرده باشد ، وصل مىكنند ، مىرويد « 11 » وغذا قبول مىكند وچشم أو را به جاى چشم كَنده
هامش
( 1 ) . ف : در قوهء أو . ( 2 ) . ف : + / و . ( 3 ) . ف : همچنان‌كه . ( 4 ) . ف : ادويه . ( 5 ) . ف : نخورد و . ( 6 ) . ف : قوه . ( 7 ) . م : دواتى . ( 8 ) . ف : نفور كنند و . ( 9 ) . ف : - ودر بيني أو . . . سحق كرده . ( 10 ) . ف : جانى . ( 11 ) . ف : رويد .