تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
در حالى كه در ميان آنان عالمتر و داناتر از وى باشد خداوند در روز قيامت به او نظر ( رحمت ) نمىكند . و در دومى فرمود : « من تقدم على قوم من المسلمين و هو يرى ان فيهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين » ( 1 ) كسى كه بر گروهى از مسلمانان پيشوايى كند و حال آن كه در ميان آنان برتر از او باشد او به خدا و رسول و مسلمانان خيانت كرده است . اين دو حديث نيز قابل نقد و اشكالپذير است ، زيرا : أولا - از نظر سند داراى ارسالاند . ثانيا - از نظر دلالت ، زيرا آن در ارتباط با خلافت و رهبرى است نه در بارهء افتاء و نيز نقد و اشكال بر احاديث پيشين ، بر حديثى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده وارد است در آنجا كه فرمود : « من دعا الناس إلى نفسه و فيهم من هو اعلم منه فهو مبتدع ضال » ( 2 ) كسى كه مردم را به پيروى از خود دعوت كند و در بين آنها داناتر و عالمتر از وى باشد او بدعت گذار و گمراه است .

ادله عدم تعيّن تقليد از اعلم

چنان كه ملاحظه شد ، ادله وجوب تقليد از اعلم مطرح و موارد قابل مناقشه و اشكال نقد و بررسى گرديد . اينك به برخى از ادله عدم تعين تقليد از اعلم و جواز تقليد از غير اعلم اشاره مىشود :

دليل اول -

اطلاق آيات و رواياتى كه بر شرعيت اصل تقليد دلالت دارد . اين دليل مورد نقد قرار گرفت كه خلاصه آن چنين است : أولا - آن اطلاقات در مقام بيان اصل تشريع مىباشند . ثانيا - شامل مورد تعارض فتاوى كه مركز اصلى بحث است نمىشود . ولى اين قابل نقد است زيرا آن كه محال است تعبد به جمع بين متناقضين است نه تعبد به تخيير بين متناقضين كه تخيير اصولى است نه فقهى .

دليل دوم -

اخبار منقول از ائمه ( ع ) است كه پيروان خود را به اصحاب ارجاع داده‌اند ،
هامش
( 1 ) الغدير ، عبد الحسين امينى ، ج 8 ، ص 291 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 254 .