تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مستلزم علم به صدور حكم از معصوم شود . و مدركى نباشد ، زيرا هر گاه اجماعى بر اساس مدرك خاصى صورت گرفته باشد ، اجماع دليل مجزايى به شمار نمىرود و تمام اعتنا به خود آن مدرك است و ادعاى اجماع در مسأله عدم طهارت كتابى يا قطعا مدركى است و يا دست كم محتمل المدركيه است ، و مدرك آن ممكن است ادله اى باشد كه خواهد آمد .

كتاب

- از ديگر ادله قائلان به عدم طهارت ذاتى كتابى ، اين آيه مىباشد : * ( « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ » ) * ( توبه / 28 ) . استدلال كنندگان به اين آيه ادعا كرده‌اند كه واژه « مشرك » شامل همه كفار - از بت پرستان و غير آنها از يهود ، نصارى و مجوس و ساير كفار كه بر آنها در آيات و روايات مشرك اطلاق شده است - مىشود .

نقد استدلال به آيه مذكور :

أولا - معلوم نيست كه منظور از كلمه « نجس » در آيه معناى اصطلاحى و اعتبارى شرعى آن است يا معناى لغوى آن ؟ و اين نجاست روحى است يا بدنى ؟ شرح اين مطلب به گونه مفصل در بخش دوم بحث كه بحث از طهارت ذاتى مشركان و ملحدان است خواهد آمد . ثانيا - واژه مشرك شامل يهود و نصارى نمىشود ، زيرا مشرك در اصطلاح قرآن بت پرستانند كه در مقام عبادت براى خدا شريك قائلاند ، نه به معناى شرك در مقام ذات و يا شرك به نوعى از اعتبار و يا مطلق كافر و رو گردان از شريعت اسلام . و هر انديشه مندى كه در آيات قرآن تدبر و تعمق نمايد و در اسلوب و شيوه آن به گونه كامل بررسى و كاوش نمايد اين معنى برايش ثابت مىگردد . دليل اين مدعا اين است كه : أولا - قرآن در برخى آيات ميان مشركان و اهل كتاب فرق گذارده و آنان را در كنار هم و منفرد از يكديگر ذكر كرده است و مشركان را به اهل كتاب عطف نموده ، كه اين اقتضاى مغايرت آنها را با هم دارد ، بجاست به عنوان نمونه بعضى از آنها را در اينجا يادآور شويم : * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ . . ) * ( بينه / 6 ) . * ( لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ) * ( بينه / 1 ) .