حكم به نجاست ذاتى كتابى از باب احتياط ، عمل بدون دليل از عناصر خاصه استنباط است .
البته اين بدان معنا نيست كه احتياط بىمورد بوده و هيچ گونه منشأى نداشته باشد ، بلكه مىتواند منشأ ديگرى چون امور اجتماعى و عوامل زمانى و مكانى را دارا باشد .
25 - آقاى منتظرى در رسالهء عمليه .
26 - سيد عبد الاعلى سبزوارى در رساله عمليه .
اكنون بجاست بحث را در چهار بخش دنبال كنيم :
1 - ادلهء قائلان به عدم طهارت ذاتى اهل كتاب .
2 - ادلهء قائلان به طهارت ذاتى اهل كتاب .
3 - مقتضاى جمع بين اخبار و نتيجه گيرى نهايى بحث از ديدگاه نگارنده .
4 - طرح مناقشات و اشكالاتى كه به نظريه طهارت ذاتى شده است و پاسخ به آنها .
بخش اول : بيان ادله قائلان به عدم طهارت ذاتى اهل كتاب
قائلان به طهارت ذاتى اهل كتاب اگر چه اندك نبوده ، ولى شمار بيشترى از فقهاى اماميه قائل به عدم طهارت ذاتى اهل كتاب شدهاند . قائلان به عدم طهارت ذاتى اهل كتاب براى اثبات نظريه خود به ادله اى تمسك جستهاند ، ما نخست به ذكر ادله آنان مىپردازيم و سپس ادله قائلان به طهارت ذاتى را مىآوريم و در مرحله بعد به تجزيه و تركيب آن نظريات خواهيم پرداخت .
اجماع
- يكى از ادله قائلان به عدم طهارت ذاتى اهل كتاب ، اجماع است . اين دليل را بسيارى از فقهاء و اصوليان از متقدمين و متاخرين و متاخرى المتأخرين ياد آور شدهاند كه از آن جمله : دو فقيه بزرگ سيد مرتضى و شيخ طوسى را مىتوان نام برد ، و كسانى چون استاد كل وحيد بهبهانى اين حكم را از ضروريات مذهب دانسته و صاحب جواهر نيز آن را نيكو شمرده است .
نقد اجماع - تمسك به اجماع در اين مسأله به چند دليل صحيح نيست :
دليل يكم - در مسأله اى كه گروهى از فقهاى متقدم و متأخر اماميه داراى نظر ديگرى هستند ادعاى اجماع قابل پذيرش نيست .
دليل دوم - در مباحث اصولى به اثبات رسيده كه اجماع در صورتى حجت است كه