خطبه خواند از براي خيل ملك * شد امام جماعت ايشان
خاك أو شد عبير وعنبر خلد * كفن از تار گيسوى حوران
در فردوس شد به رويش باز * شاد گشت از قدوم أو رضوان
سدره « طوبى لهم » برايش خواند * جنّت آورد « ادخلوا » به زبان
بر سرش ريختند بهر نثار * حور وغِلمان جواهر ألوان
گوييا هاتفى زعالم غيب * داده بودش بشارت از يزدان
زان سبب ختم گشت تفسيرش * آيهء « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » چون شب قدر آن عظيمالقدر * شد نهان عشر آخر رمضان
ازهرى گفت سال تاريخش * « باقر علم شد روان به جنان » « 1 »
4 - آخوند ملّا محمّد صالح مازندرانى ، پسر أحمد بن شمسالدين مازندرانى از اجلّهء علما وفقها وأدبا وصاحب مؤلّفات مهمّه از جمله شرح بر أصول وشرح بر روضهء « كافى » است . وى ، داماد ملّا محمّد تقى مجلسي است - كه در رديف 2 ذكر شد - يعنى آمنه بيگم كه خود مجتهدهء كامله بوده ودختر علّامهء مجلسي است ، همسر ملّا صالح بوده . بر لوح قبر آخوند ، منقور است :
آه وافسوس وفغان وفرياد * أفضل واعلم وامجد شده فوت
يعنى آخوند محمّد صالح * كز همه بود سرآمد شده فوت
أو مَلِك بود وعجب نيست اگر * گويمش روح مجرّد شده فوت
جست تاريخ وفاتش زاهد * كه كي آن ذات مؤيّد شده فوت
هاتفى گفت به تاريخ كه « آه ! * صالح دين محمّد شده فوت » « 2 »
فرزندان اين زوج وزوجه ، آقا محمّد هادي ، مترجم قرآن « 3 » وملّا نور الدين
هامش
( 1 ) . به حساب أبجد برابر با 1110 مىشود .
( 2 ) . عبارت : « آه ، صالح دين محمّد شده فوت » مادة تاريخ است كه برابر با 1086 مىشود .
( 3 ) . ترجمه قرآن كه در هند با نام موائد الرحمان به چاپ رسيده ، از آقا هادي مازندرانى ، يكى از عالمان سدهءسيزدهم است وغير از آقاهادى فرزند ملّا صالح مازندرانى است .