2 - ملّا محمّد تقى مجلسي . « 1 » در بقعهء أو مكتوب است :
هو الحيّ الذي لا يموت
چون محمّد تقى زفيض أزل * شد به دانش سرآمد عالم
بر سپهر كمال همچو مسيح * كرد احياى علم ودين از دم
روضة المتّقين پر فيضش * كرده گلزار علم را خرّم
عالِم سنّت وكتاب كه بود * متشابه ز رأى أو محكم
فيض عامش رسد بخلق خدا * همچو خورشيد در همه عالم
همچو شاخى كه خَم شود از بار * گشت از بار علم ، قدّش خم
از جهان خاطرش چو گشت ملول * كرد پرواز تا به باغ ارِم
معنى معرفت نماند به لفظ * روح علم از جسد نمود چو دَم
چون نشست آن محيط فضل از جوش * كربلاى دگر شد از ماتم
خامهء معجز آفرين شعيب * شد پى سال فوت أو چو علم
گشت هر يك ستوده تاريخي * اين دو مصرع كه آمد از پى هم
« مسجد ومنبر از صفا افتاد * صاحِب علم رفت از عالَم » « 2 »
3 - علّامه ملّا محمّد باقر مجلسي ، « 3 » فرزند ، رديف دوم در مزار أو مكتوب است :
حيف از مقتدا وسرور دين * شيخ اسلام ومفخر ايمان
جان پاكش ز عالم فانى * چون به دار القرار گشت روان
روح أو را به آسمان بردند * كرد بر منبر سپهر ، مكان
هامش
( 1 ) . شرح أحوال ملّا محمّد تقى در كتاب « الفيض القدسي » مذكور است .
( 2 ) . مصرع أول ودوم ، هر دو مادة تاريخ وفات ملّا محمدتقى مجلسي است كه برابر با 1070 مىشود .
( 3 ) . در بقعهء مجلسىها بر خميدگى سقف ، تصوير علّامهء مجلسي است ونوشته : در سنهء 1340 حاج محمّدابراهيم تاجر ، ولد مرحوم حاج ملّا على أكبر انصارى عراقي كه براي تجارت أصفهان آمده ، اين عكس را قلمي تقديم كرده . راقم اين سطور شنيدهام كه تصوير اصلى را بردهاند وموجود ، كپيهء آن است . واللَّه العالم ( مؤلف ) .